مزیت مطلق و مزیت نسبی چه هستند؟

منبع: دنیای اقتصاد تاریخ انتشار: 1390-02-15
نویسنده: مترجم: مرتضی سحرخیز
چکیده:

یک روز معمولی خود را در نظر بگیرید. صبح از خواب بیدار می‌شوید و برای خود آب میوه و چایی می‌ریزید که از پرتغال و برگ‌های چای که در مازندران رشد کرده‌اند، تولید شده‌اند. هنگامی که صبحانه می‌خورید، اخبار را از شبکه‌ای که از تهران آن را ارسال می‌کنند روی تلویزیون ژاپنی خود می‌بینید.


مزیت مطلق و مزیت نسبی چه هستند؟
وابستگی متقابل و منافع مبادله*

لباسی را می‌پوشید که در کارخانه‌های تایلند دوخته شده‌اند. با اتومبیلی به دانشگاه می‌روید که قطعات آن در ده‌ها کشور در اطراف دنیا تولید شده‌اند، بعد کتاب درسی اقتصادی خود را باز می‌کنید که نویسنده‌ای در ماساچوست آن را نوشته است.
شما هر روز برای فراهم کردن کالا‌ها و خدماتی که از آنها لذت می‌برید به تعداد زیادی از افراد تکیه می‌کنید که اکثر آنها را نمی‌شناسید. چنین وابستگی متقابلی از آنجا امکان‌پذیر است که افراد با یکدیگر مبادله می‌کنند. افرادی که تلاش می‌کنند تا برای شما کالا و خدمات تهیه کنند، نه از روز بخشش و دلسوزی چنین کاری انجام می‌دهند و نه دولت آنها را مجبور کرده است که چنین کاری انجام دهند، بلکه آنها برای شما و مصرف‌کنندگان دیگر کالا و خدمات فراهم می‌کنند تا چیزی در مقابل آن دریافت کنند.
در این نوشته قصد داریم که دلایل وابستگی متقابل اقتصادی را بررسی کنیم و از جمله ببینیم که چرا افراد ترجیح می‌دهند به یکدیگر وابسته باشند؟ یا وقتی افراد با یکدیگر مبادله می‌کنند دقیقا چه چیزی به دست می‌آورند؟
پاسخ این سوالات از آن جهت حائز اهمیت بوده که کلید درک اقتصاد مدرن جهانی هستند. امروزه در اکثر کشورهای دنیا، بسیاری از کالا‌ها و خدمات مصرفی از خارج وارد می‌شوند و بسیاری از کالا‌ها و خدماتی که در داخل تولید می‌شوند به خارج صادر می‌شوند. مطالبی که در اینجا آورده شده است وابستگی متقابل بین افراد، ملت‌ها و ... را توضیح می‌دهند. همانگونه که خواهیم دید، منافع حاصل از مبادله، خواه کوتاه کردن موی سر در پیرایشگاه محلتان باشد و خواه خریدن پیراهنی باشد که در آن سر دنیا تولید شده باشد، بسیار به هم شبیه است.

حکایتی در اقتصاد مدرن
برای اینکه متوجه شویم چرا مردم خود را برای تامین کالا و خدمات مورد نیاز، وابسته به دیگران قرار می‌دهند و چگونه این تصمیم باعث بهبود زندگی آنها می‌شود، بیایید به یک اقتصاد ساده نگاه کنیم. تصور کنید که تنها دو کالا در دنیا وجود دارد، گوشت و سیب‌زمینی و نیز تنها دو نفر در دنیا زندگی می‌کنند، یک کشاورز و یک دامدار که هر دو دوست دارند از هر دو کالا مصرف کنند.
سود حاصل از مبادله در حالتی که دامدار تنها گوشت و کشاورز تنها سیب‌زمینی بتوانند تولید کنند بسیار واضح است. حالت اول این است که کشاورز و دامدار تصمیم بگیرند که کاری باهم نداشته باشند و مبادله‌ای انجام ندهند. دامدار پس از چندین ماه خوردن گوشت آبپز شده، بخارپز شده، سرخ شده، کباب شده و ... ممکن است به این نتیجه برسد که تنها بسنده کردن به تولید خود کافی نیست. کشاورز نیز که در این مدت مشغول خوردن سیب‌زمینی پوره، سرخ شده، کباب شده، آبپز شده و ... بوده است نیز احتمالا موافق است. واضح است که مبادله به آنها امکان می‌دهد که از تنوع بیشتر، لذت ببرند: در این حالت هر دو می‌توانند همبرگر و سیب‌زمینی سرخ شده داشته باشند! حال چنانچه دامدار و کشاورز هر دو بتوانند از کالای دیگر، به شرط هزینه بسیار زیاد نیز تولید کنند بازهم منافع مبادله شبیه حالت قبل خواهد بود. به عنوان مثال فرض کنید که کشاورز سیب‌زمینی کار، می‌تواند دام هم پرورش دهد و گوشت تولید کند، اما خیلی در این کار ماهر نیست.
به طور مشابه فرض کنید که دامدار می‌تواند سیب‌زمینی بکارد، ولی زمینی که او در اختیار دارد خیلی برای این کار مناسب نیست. در این حالت واضح است که دامدار و کشاورز با استفاده از تخصص‌گرایی در کاری که بهتر می‌توانند انجام دهند و سپس مبادله با یکدیگر، می‌توانند بر منافع خود
بیفزایند.اما موردی که منافع مبادله در آن خیلی واضح نیست، حالتی است که یک نفر در تولید هر دو کالا ماهر‌تر باشد. به عنوان مثال فرض کنید که دامدار هم در پرورش دام و هم در کاشت سیب‌زمینی از کشاورز ماهرتر است. به نظر شما کشاورز و دامدار باید به تولید خود بسنده کنند؟ یا همچنان دلایلی وجود دارد که باید با یکدیگر مبادله کنند؟ برای این که به این سوال پاسخ دهیم، باید دقیق‌تر به عواملی که این تصمیم را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند نگاه کنیم.



محدوده امکان‌پذیر تولید
فرض کنید که دامدار و کشاورز هرکدام 40 ساعت در هفته کار می‌کنند و این مدت را به پرورش دام، کاشت سیب‌زمینی یا ترکیبی از دو اختصاص می‌دهند. جدول یک مقدار زمانی را که هر کدام از آنها برای تولید یک کیلو گرم از هر کالا لازم دارند، نشان می‌دهد. کشاورز می‌تواند یک کیلوگرم سیب‌زمینی را در 10 ساعت و یک کیلوگرم گوشت را در 20 ساعت تولید کند. دامدار که در هر دو کار ماهر‌تر است، یک کیلوگرم سیب‌زمینی را در 8 ساعت و یک کیلوگرم گوشت را در یک ساعت تولید می‌کند.


نمودار یک مقادیری از گوشت و سیب‌زمینی را نشان می‌دهد که کشاورز می‌تواند تولید کند. اگر کشاورز تمام 40 ساعت وقت خود را صرف کاشتن سیب‌زمینی کند، 4 کیلوگرم سیب‌زمینی به دست می‌آورد و گوشت نمی‌تواند تولید کند. برعکس، اگر تمام وقت خود را صرف تولید گوشت کند، دو کیلوگرم گوشت به دست می‌آورد. اگر زمان خود را به طور مساوی بین دو کار تقسیم کند، دو کیلوگرم سیب‌زمینی و یک کیلوگرم گوشت به دست خواهد آورد. تصویر مقابل این سه امکان تولید و نیز مقادیر قابل‌دسترس دیگر را نشان می‌دهد.


در واقع این نمودار محدوده امکان‌پذیر تولید کشاورز را نشان می‌دهد. مرز امکان‌های تولید ترکیباتی از برونداد (out put) را مشخص می‌کند که اقتصاد می‌تواند با استفاده از تمام نهاده‌های خود تولید کند و به این اصل اشاره می‌کند که افراد در تصمیمات خود با بده‌بستان روبه‌رو هستند. به عبارت دیگر کشاورز می‌تواند سیب‌زمینی بیشتری تولید کند، اما تنها به قیمت تولید کمتر از گوشت! البته در اینجا فرض کرده‌ایم که او می‌تواند زمان خود را با یک نرخ ثابت بین دو کالا جایگزین کند. به این معنی که اگر یک ساعت کمتر گوشت تولید کند (یا از 05/0 کیلوگرم گوشت صرف نظر کند) و این یک ساعت را سیب‌زمینی تولید کند، دقیقا برابر با بهره وری خود در یک ساعت (1/0 کیلوگرم) سیب‌زمینی به دست می‌آورد.


نمودار دو محدوده امکان‌پذیر تولید برای دامدار را نشان می‌دهد. اگر دامدار تمام 40 ساعت زمان خود را صرف تولید سیب‌زمینی کند، 5 کیلوگرم سیب‌زمینی به دست می‌آورد و تولیدی از گوشت نخواهد داشت. اگر او تمام وقت خود را به تولید گوشت اختصاص‌دهد، 40 کیلوگرم گوشت تولید خواهد کرد و اگر وقت خود را به طور مساوی بین دو کار تقسیم کند، 20 کیلوگرم گوشت و 5/2 کیلوگرم سیب‌زمینی به دست می‌آورد. همان طور که مشاهده می‌کنید، محدوده امکان‌پذیر تولید تمام برونداد‌های ممکن برای دامدار را نشان می‌دهد.
اگر کشاورز و دامدار تصمیم بگیرند تنها به تولید خود تکیه کنند و با یکدیگر مبادله نکنند، آن گاه هر کدام از آنها دقیقا برابر با آنچه که خود تولید کرده است، کالا مصرف می‌کند. در این حالت محدوده امکان‌پذیر تولید برابر با محدوده امکان‌پذیر مصرف است؛ به این معنی که بدون مبادله، ترکیباتی از سیب‌زمینی و گوشت را نشان می‌دهد که کشاورز یا دامدار می‌توانند مصرف کنند.
اگرچه مرز امکان‌های تولید برای نشان دادن بده‌بستانی که دامدار و کشاورز با آن روبه‌رو هستند، مفید است؛ اما نمی‌توانند به ما بگویند که آنها چگونه تصمیم می‌گیرند که چه مقدار از زمان خود را به تولید گوشت و چه مقدار را به تولید سیب‌زمینی اختصاص‌دهند. فرض کنیم که ترکیباتی را که با نقاط «الف» و «ب» در شکل‌های 1و2 مشخص شده‌اند، انتخاب کنند: کشاورز دو کیلوگرم سیب‌زمینی و یک کیلوگرم گوشت تولید و مصرف می‌کند؛ در حالی که دامدار 5/2 کیلوگرم سیب‌زمینی و 20 کیلوگرم گوشت تولید و مصرف خواهد کرد.

تخصص‌گرایی و مبادله
بعد از چندین سال مصرف ترکیب «ب»، دامدار فکری به ذهنش می‌رسد و می‌رود تا با کشاورز صحبت کند:
دامدار: کشاورز، دوست من، من یک مبادله برای تو در نظر گرفتم! من می‌دانم که چگونه زندگی را برای هر دو نفرمان بهبود دهیم. من فکر می‌کنم که تو باید تولید گوشت را متوقف کنی و تمام وقت خود را به کاشت سیب‌زمینی اختصاص‌دهی. بر اساس محاسبات من، اگر تو تمام 40 ساعت را به کاشت سیب‌زمینی اختصاص‌دهی، 4 کیلوگرم سیب‌زمینی تولید خواهی کرد. اگر تو یک کیلوگرم از آن 4 کیلوگرم را به من بدهی، من نیز سه کیلوگرم گوشت به تو خواهم داد؛ بنابراین تو در هر هفته به جای دو کیلوگرم سیب‌زمینی و یک کیلوگرم گوشت، سه کیلوگرم گوشت و سه کیلوگرم سیب‌زمینی برای مصرف خواهی داشت و این یعنی از هر دو کالا بیشتر می‌توانی مصرف کنی. (برای اینکه منظور خودش را به کشاورز بفهماند به شکل سه اشاره می‌کند.)


کشاورز: (با شک و تردید) این مبادله خوبی به نظر می‌آید! اما نمی‌فهمم که چرا تو چنین پیشنهادی به من می‌دهی. اگر این مبادله خوبی برای من است برای تو نمی‌تواند خوب باشد.
دامدار: اما هست! اگر من هفته‌ای 24 ساعت را به تولید گوشت و 16 ساعت را به کاشت سیب‌زمینی اختصاص‌دهم، 24 کیلوگرم گوشت و دو کیلوگرم سیب‌زمینی به دست می‌آورم. بعد از اینکه سه کیلوگرم گوشت به تو دادم و یک کیلوگرم سیب‌زمینی به جای آن گرفتم، 21 کیلوگرم گوشت و سه کیلوگرم سیب‌زمینی می‌توانم مصرف کنم. پس نهایتا من هم از هر دو کالا بیشتر مصرف خواهم کرد. (در این زمان به شکل 4 اشاره می‌کند.)


کشاورز: من نمی‌دانم ... این ایده اینقدر خوب است که به نظر نمی‌رسد واقعی باشد.
دامدار: واقعا به اندازه‌ای که اولش به نظر می‌رسد، پیچیده نیست! به اینجا نگاه کن، من پیشنهادم را برای تو اینجا خلاصه کردم. (دامدار یک رونوشت از جدول دو را به کشاورز می‌دهد.)
کشاورز: (بعد از مدتی مشاهده جدول) این محاسبات به نظر درست می‌آید؛ اما من سردرگم شدم. چطوری این مبادله باعث می‌شود که وضع هر دو ما بهتر بشود؟
دامدار: هر دو ما نفع می‌بریم؛ چون مبادله به ما امکان می‌دهد که در کاری که بهتر انجام می‌دهیم، مشغول بشویم. تو زمان بیشتری به کاشت سیب‌زمینی می‌پردازی و زمان کمتری گوشت تولید می‌کنی. من هم زمان بیشتری گوشت تولید می‌کنم و مقدار کمی از وقتم را به سیب‌زمینی اختصاص می‌دهم. در اثر تخصص‌گرایی و مبادله، هر دو می‌توانیم بدون این که زمان بیشتری کار کنیم، هم گوشت و هم سیب‌زمینی بیشتری مصرف کنیم.



اصل مزیت نسبی
اگرچه توضیح دامدار در مورد منافع حاصل از مبادله صحیح است، ولی معمایی را مطرح می‌کند: اگر دامدار هم در پرورش دام و هم در کاشت سیب‌زمینی بهتر است، چگونه کشاورز می‌تواند در کاری که بهتر می‌تواند انجام دهد مشغول شود؟ به نظر می‌رسد که کشاورز هیچ کاری را نمی‌تواند بهتر انجام دهد. برای حل این معما، باید به اصل مزیت نسبی توجه کنیم.به عنوان اولین گام برای درک این اصل، سوال زیر را در نظر بگیرید: در مثالی که داشتیم، چه کسی می‌تواند سیب‌زمینی را با هزینه کمتری تولید کند- کشاورز یا دامدار؟ دو جواب برای این سوال وجود دارد و این دو جواب کلید درک منافع حاصل از مبادله است.

مزیت مطلق
یک راه پاسخ دادن به سوال در مورد هزینه تولید سیب‌زمینی این است که مقدار نهاده مورد نیاز دو تولید‌کننده را باهم مقایسه کنیم. دامدار تنها 8 ساعت برای تولید یک کیلوگرم سیب‌زمینی نیاز دارد، در حالی که کشاورز 10 ساعت نیاز دارد. بر اساس این داده‌ها، ممکن است نتیجه گرفته شود که دامدار کمترین هزینه تولید سیب‌زمینی را دارد.اقتصاددانان هنگامی که بهره‌وری یک فرد، بنگاه یا یک ملت را با دیگری مقایسه می‌کنند از اصطلاح مزیت مطلق استفاده می‌کنند. تولید‌کننده‌ای که به نهاده کمتری برای تولید کالا نیاز دارد، در تولید آن کالا دارای مزیت مطلق نامیده می‌شود. در مثالی که باهم مرور کردیم، دامدار هم در تولید گوشت و هم در تولید سیب‌زمینی مزیت مطلق دارد،، زیرا در مقایسه با کشاورز به زمان کمتری برای تولید یک واحد از هر کدام از کالاها احتیاج دارد.

هزینه فرصت و مزیت نسبی
اما راه دیگری نیز برای نگاه کردن به هزینه تولید سیب‌زمینی وجود دارد. می‌توان به جای توجه کردن به نهاده‌های مورد نیاز تولید، هزینه فرصت افراد را باهم مقایسه کنیم. یادآوری می‌کنم که هزینه فرصت یک شیء، تمام آن چیزی است که از دست می‌دهیم تا آن شی را به دست آوریم. در مثالی که دیدیم، فرض کردیم که دامدار و کشاورز هر کدام هفته‌ای 40 ساعت کار می‌کنند؛ بنابراین مدت زمانی که صرف تولید سیب‌زمینی می‌شود، از زمان تولید گوشت می‌کاهد. هنگامی که دامدار و کشاورز تقسیم زمان خود را بین دو کالا تغییر می‌دهند، روی مرز امکانات تولید خود حرکت می‌کنند؛ به عبارتی آنها از یک کالا استفاده می‌کنند تا کالای دیگر را تولید کنند. هزینه فرصت بده‌بستانی را که هر کدام با آن مواجه هستند، اندازه می‌گیرد. بیایید ابتدا هزینه فرصت دامدار را در نظر بگیریم. تولید یک کیلوگرم سیب‌زمینی، 8 ساعت از زمان کاری او می‌کاهد. هنگامی که دامدار آن 8 ساعت را به تولید سیب‌زمینی اختصاص می‌دهد، 8 ساعت کمتر به تولید گوشت می‌پردازد. از آنجایی که دامدار تنها یک ساعت برای تولید یک کیلوگرم گوشت احتیاج دارد، 8 ساعت کار به 8 کیلوگرم گوشت منجر می‌شود؛ بنابراین هزینه فرصت یک کیلوگرم سیب‌زمینی برای دامدار 8 کیلوگرم گوشت است. حال هزینه فرصت کشاورز را در نظر بگیرید. تولید یک کیلوگرم سیب‌زمینی برای او 10 ساعت هزینه دارد. از آنجایی که او 20 ساعت زمان برای تولید یک کیلوگرم گوشت لازم دارد، در 10 ساعت 5/0 کیلوگرم گوشت تولید خواهد کرد. در نتیجه هزینه فرصت یک کیلوگرم سیب‌زمینی برای کشاورز 5/0 کیلوگرم گوشت است.


جدول سه هزینه فرصت گوشت و سیب‌زمینی را برای دو تولید‌کننده نشان می‌دهد. دقت کنید که هزینه فرصت گوشت معکوس هزینه فرصت سیب‌زمینی است. چون یک کیلوگرم سیب‌زمینی برای دامدار 8 کیلوگرم گوشت هزینه دارد، یک کیلوگرم گوشت برای او 125/0 کیلوگرم سیب‌زمینی هزینه دارد. به طور مشابه چون یک کیلوگرم سیب‌زمینی برای کشاورز نیم کیلوگرم گوشت هزینه دارد، یک کیلوگرم گوشت برای کشاورز دو کیلوگرم سیب‌زمینی هزینه دارد.




اقتصاددانان هنگام مقایسه هزینه فرصت دو تولیدکننده از اصطلاح مزیت نسبی &



ارسال محتوا به دوستان نظرات خود را در رازنامه ثبت کنید                به اشتراک گذاری محتوا در فیسبوک به اشتراک گذاری محتوا در گوگل پلاس به اشتراک گذاری محتوا در لینکدین به اشتراک گذاری محتوا در توی تر

مشخصات ثبت اطلاعات

مدیریت رازنامه

مدیریت رازنامه

تاریخ ثبت:
1390/02/15
بروزرسانی:
1390/02/15
آخرین مشاهده:
1398/03/30

نظرات و پیشنهادات


دریافت آخرین اطلاعات رازنامه
با ثبت پست الکترونیکی خود و یا دوستان خود همیشه از آخرین اطلاعات سایت آگاه شوید.

دریافت آخرین اطلاعات رازنامه

پرسش ها و پاسخ ها

    سلام پدر و مادرم هردو بازنشسته تامین اجتماعی بودند بعد از فوتشان چون من طلاق گرفته بودم ، مستمری بازماندگان به من تعلق گرفت و الان ماهانه 2تا مستمری میگیرم. دخترم که 16ساله و محصل است ، آیا میتوانم بر

    علی صفرزاده لطفی
    علی صفرزاده لطفی ( بیمه تامین اجتماعی و قوانین کار، منابع انسانی )

    با سلام خدمت دکتر سید مرتضی زنده باد بنده ۲۷ سال سن دارم و لیسانس الکترونیک و بیش از دو سال سابقه کار مرتبط با رشته ام دارم و الان به این نتیجه رسیدم که هیچ گونه علاقه ای به این رشته و فیلد کاریم ندا

    دکتر سید مرتضی زنده باد
    دکتر سید مرتضی زنده باد ( بیمه عمر و آتیه ,ارتقاء تحصیلی , تحصیل در خارج از کشور, اقامت و کار در چین )

    سلام وقت بخیر مدت ۴ ماه از تاریخ ۹۶/۶/۱ به مدت ۹۶/۹/۳۰ مدیر عامل شرکتی با مسوولیت محدود بودم که به دلیل عدم فعالیت و برخی مسائلی که در این مقال نمی گنجد تعطیل شد: - شرکت به ثبت رسیده - مجوز ندارد

    مهدی مقدسی
    مهدی مقدسی ( مشاوره مالی ،حسابداری و حسابرسی مالی و مالیاتی ،قانون مالیات های مستقیم. اکسل .قوانین بازار سرمایه، )

    با سلام من ٣٣سالمه حدود یک سال است که ازدواج نموده ام به دلیل کارم و اینکه هنوز نتوانسته ام انتقالی بگیرم در رفت و آمد هستم و ماهی یک بار به مدت دع روز از همسرم دور هستم و اینکه برای بچه دار شدن نیا

    فریبا داداشلو
    فریبا داداشلو ( علوم تربیتی )

    باسلام خدمت سرور گرامی جناب مقدسی لطف میفرمایید در مورد نحوه ثبت حسابداری خرید جوجه برای مرغداری گوشتی و ثبت خرید دان مرغ بنده رو راهنمایی بکنید

    علیرضا سربی
    علیرضا سربی ( حسابداری ، حسابرسی ، قوانین کار ، تامین اجتماعی ، مالیات ها ، تجارت و بهای تمام شده )

    با سلام محضر آقای فرزاد لطف میکنید نحوه محاسبه بهای تمام شده مرغ گوشتی رو برام بزارید و کدینگ حسابداری مربوطه اونو

    محمدرضا (فرزاد) جهانشاهلو
    محمدرضا (فرزاد) جهانشاهلو ( مدیریت امورمالی ( حسابداری، بهای تمام شده، تجزیه وتحلیل صورتهای مالی ) )

    مدت 4سال است به حسابداری مشغولم اما گاهی بعضی ماهیتا رو نمیدونم همینطور ارزش افزوده و معاملات فصلی و...رامیخواهم آموزش ببینم .ساکن شهراصفهان هستم .اگرامکان داره اموزش روبرای من هماهنگ کنید.ممنونم

    سید مهدی حجازی
    سید مهدی حجازی ( استقرار سیستم های مالی - مهندسی مالی - حسابداری مدیریت - مالیاتی -بیمه ، تامین مالی - تنظیم قرارداد )

    باسلام مجدد محضر آقای مقدسی نت تازه تو یه شرکت مشغول بکار شدم تو ارومیه که بازرگانی و یه ذفتر هم تهران دارن که 2 نفر اونجا فروشنده کار میکنن من میتونم تولیست بیمه او دونفرو رد کنم تا هم هزینه بیمه و ح

    مهدی مقدسی
    مهدی مقدسی ( مشاوره مالی ،حسابداری و حسابرسی مالی و مالیاتی ،قانون مالیات های مستقیم. اکسل .قوانین بازار سرمایه، )

    سلام
    آموزشگاههای زبان انگلیسی معاف از مالیات هستند؟
    ماده134؟

    علیرضا سربی
    علیرضا سربی ( حسابداری ، حسابرسی ، قوانین کار ، تامین اجتماعی ، مالیات ها ، تجارت و بهای تمام شده )

    باسلام و ارزوی قبولی طاعات ...من یک کسب و کار جدید در حوزه غذا راه اندازی کردم با هدف ایجاد اشتغال ... چند نوع غذای سنتی رو در بسته بندی و دیزاین شیک و مشتری پسند تولید و عرضه میکنیم که تونستیم نمره ق

    پویا محمودی
    پویا محمودی ( بازاریابی ، فروش ، تبلیغات ، برنامه ریزی ، مدیریت ، برندینگ ، آموزش ، امور قراردادها ، وصول مطالبات  )