شركت لبنيات مادي
تاريخ تاسيس:
نوع شخصيت حقوقي:
سهامي خاص
نوع سازمان:
شركت ايراني
نوع مالكيت:
خصوصي
نوع فعاليت:
توليدي
استان تاسيس:
شهر:
تلفن 1 :
مقالات/
فايدهگرايي، دستاوردها و خسرانها
شايد بهترين مرجع براي خوانندگان فارسيزبان درباره «فايدهگرايي»، كتاب جان استوارت ميل با همين عنوان باشد كه توسط دكتر مرتضي مرديها ترجمه شده است.
ض انسان عقلايي تاكيد ميكردند؛ يعني قرن 19. توصيههاي بازار محور آن دوره، اي بسا نيازمند پشتوانه اخلاقي بود كه ميشد در ميان گفتار پيروان اين مكتب چون بنتام و ميل پيدا كرد.
آنچه مكاتب اخلاقي جايگزين فايدهگرايي بر آن تاكيد داشتند، تاكيد بر وجوه غيرمادي وجود آدمي به عنوان محور اخلاقيات بوده است. هيچ گاه غرايز انساني منشا يك مكتب اخلاقي نبوده است، ليك فايدهگرايي با پذيرش واقعيت ذاتي انسان كه همانا افزون كردن بيش از پيش لذت است، سعي در چارچوببندي فلسفه اخلاق خود ميكند. بايدها و نبايدهاي فردي
از جهان هستي دريافت ميكند. شايد در اينجا به نظر برسد كه چنين منش فكري اصولا نميتواند خود را مكتب اخلاقي قلمداد كند؛ زيرا وقتي تعريف هر فرد از «لذت» متفاوت باشد در نتيجه هيچ چارچوب مشخص اخلاقي بهوجود نميآيد. در مقام پاسخ بايد اظهار داشت كه فايدهگرايي به عنوان شاخهاي از بدنه ليبراليسم در رسيدن به توصيههاي اخلاقي به همان خطوطي ميرسد كه ديگر مكاتب ليبراليستي بر آن تاكيد دارند؛ بدين معنا كه فايدهبردن هر فرد نميتواند منجر به سلب فايده از افراد ديگر شود. در واقع باز بايدها و نبايدهاي اين ف
به سلب فايده از افراد ديگر شود. در واقع باز بايدها و نبايدهاي اين فلسفه اخلاقي در بعد اجتماعي وابسته به عدم دست بردن به حيطه فردي ديگري ميشود و اين همان نتيجه اي است كه ليبراليسم سنتي با تعريف «حق مالكيت» بدان ميرسد.
اما جالب توجه است كه فايدهگرايي در نظام فكري استوارت ميل، از جنبه لذت به معناي تامين امور غريزي، به معنايي بالاتر دست مييابد بدين مفهوم كه عقب گرد از لذت فردي براي تامين فايدهمندي ديگري خود توجيه فلسفي مييابد. در واقع ميل با رتبهبندي سطوح فايده، معتقد است كه افراد با آموز
اخبار/
افزايش نگراني شركتها در زمينه دارايي هاي مجازي اينترنتي
پس از گذشت 5 ماه از هك شدن سايت گوگل و چند سرويس وابسته به آن نگراني شركت هاي تجاري در زمينه احتمال تلاش هكرها براي سرقت اموال مجازي و دارايي هاي تحت وب آنها كماكان ادامه دارد.
اطلاعات شخصي كاربران و مشكلات فزاينده امنيتي با مشكلات جدي مواجه بوده اندو هشدارهايي را از نهادهاي قضايي و رگولاتوري دريافت كرده اند.
شدت اين خطر به حدي رسيده كه گوگل به سهامداران خود اعلام كرده كه چنين حملاتي بر عليه سيستم هاي اين شركت هم يك ريسك مادي است كه خطرات ان بايد مانند ديگر خطرات متداول پذيرفته شود.
كارشناسان معتقدند اشخاص و گروه هاي ثالث به طور مداوم تلاش مي كنند تا از كاربران، مشتريان و حتي كاركنان سايت هاي مختلف براي دسترسي يافتن به اطلاعات شركت هاي بزرگ سواستفاده كنند و اين حمل
ر خطرات متداول پذيرفته شود.
كارشناسان معتقدند اشخاص و گروه هاي ثالث به طور مداوم تلاش مي كنند تا از كاربران، مشتريان و حتي كاركنان سايت هاي مختلف براي دسترسي يافتن به اطلاعات شركت هاي بزرگ سواستفاده كنند و اين حملات در صورت به نتيجه رسيدن زيان هاي مادي و معنوي گسترده اي را به همراه خواهد آورد. به گفته انان تكنيك هاي مورد استفاده براي انجام اين حملات روز به روز در حال گسترده تر شدن و پيچيده تر شدن است و برخي مواقع تشخيص آن تا زماني كه حمله صورت نگيرد به هيچ وجه ممكن نيست. بنابراين كاربران و سها
اخبار/
چرا ايرانيان با فرهنگ كار بيگانه اند
سرويس فرهنگي - يكي از مسائل بغرنج در فرهنگ عمومي نوع نگاه ايرانيان به كار است، نگاهي به فرهنگ كار كه نه سازنده است و نه مشكلي از مشكلات كشور را حل مي كند .
انجام دستورات الهي ، با كار و كوشش در رفاه اجتماعي و بهبود زندگي فردي خود بكوشد . كار و مشغله دنيايي جنبه اي از عبادت و اجراي وظايف معنوي بود. رضايت پروردگار زماني تامين مي شد كه كه فرد علاوه بر انجام وظايف عبادي خود، بيشترو بهتر در جهت بهبود زندگي مادي فعاليت مي كرد .
بر اين اساس ، آنان معتقد بودند كه فرد مومن و پرهيزگار لزوما بايد فرد موفقي در خدمت به جامعه باشد و هر نوع بطالت و تنبلي و احتراز از كار و فعاليت را در راه كسب مال ممنوع مي دانستند . اگر چه اين در بخشي ناشي از فرهنگ پروتستان و
كسب اجر اخروي و ساختن اجتماع صورت نمي گيرد ، بلكه به عنوان رفع تكليف و خالي نبودن عريضه انجام مي پذيرد .
لازم به ذكر است كه مقيد بودن به تعهد اجتماعي براي ساختن جامعه كه خود يك عمل شرعي است به ندرت در بين ايرانيان ديده مي شود ، به گونه اي كه فرد گرايي منفي هر گونه تعهد اجتماعي را در حوزه كار براي آباداني كشور از ايرانيان ربوده است و تا نگاه به كار به صورت كلي عوض نشود و كار يك تعهد اجتماعي براي ساختن كشور ، وظيفه اي براي تامين رفاه فردي و جمعي و همچنين عملي عبادي تلقي نگردد، همچنان با عوض شد
مقالات/
آموزههاي فلسفه «آين رند» براي علم اقتصاد
كتاب «اقتصاد عيني: چطور فلسفه آين رند همه چيز اقتصاد را تغيير داد» محصول چهل و هشت سال مطالعه فلسفه عينگرايي (آبجكتيويسم) آين رند و علم اقتصاد است.
ن خاطر كه آنچه به دانشجويان ليسانس آموخته ميشود از دهه 60 تاكنون هيچ تغيير عمده نداشته است.
اگر كسي ميخواهد روي كره زمين باقي بماند و زندگي كند ناگزير از پرداختن به نيازهاي حياتياش است. موضوع اقتصاد اين است كه چطور اعضاي يك نظام اقتصادي ارزشهاي مادي لازم براي زندگي شان را به دست ميآورند، ازجمله غذا، لباس و سرپناه. اينها از آسمان پايين نميافتند. بلكه نتيجه كار و وجود يك نظام اقتصادي مشخص، در طول تاريخ بشريت، هستند.
بنابر اصول، انتخاب اساسي در اقتصاد ميان سرمايهداري لسه فر و كنترلهاي دول
آين رند است. خواننده عامي شايد تعجب كند كه فلسفه آموزههايي براي اقتصاد داشته باشد، اما قول ميدهم كه هر چند در ابتدا چنين به نظر برسد در نهايت ناگزير بودنش روشن خواهد شد.
ديدگاه فلسفي كلي من اين است: اقصاد مدرن محصول فلسفه مدرن است. از آنجا كه عينگرايي در تمام مسائل مهم موضعي خلاف فلسفه مدرن دارد، عينگرايي همه چيز اقتصاد را تغيير ميدهد. روش علم اقتصاد، مفهوم اقتصاد، معناي رقابت و قيمت، اصل انتفاع از تجارت، ماهيت هزينههاي كسبوكار، مفهوم عرضه و تقاضا و تئوري قيمت، نقش كميابي و تئوري توليد
درن دارد، عينگرايي همه چيز اقتصاد را تغيير ميدهد. روش علم اقتصاد، مفهوم اقتصاد، معناي رقابت و قيمت، اصل انتفاع از تجارت، ماهيت هزينههاي كسبوكار، مفهوم عرضه و تقاضا و تئوري قيمت، نقش كميابي و تئوري توليد انبوه همگي از اين جملهاند. در نهايت، عينگرايي عملي بودن سرمايهداري را اثبات ميكند.
اقتصاد علمي اثباتي است و نه هنجاري؛ به عبارتي اقتصاد توصيفي است، نه تجويزي. اقتصاد ميتواند بگويد اثر وضع حداقل دستمزد بر بيكاري چيست، اما نميتواند بگويد اين اثر خوب است يا بد. خوب و بد مفاهيم ارزشداري ه
مقالات/
آزادي و مداخلهگرايي
در عصر روشنگري در سالهايي كه اهالي آمريكاي شمالي استقلال شان را پايه گذاشتند و چند سال بعد از آن، زماني كه مستعمرات اسپانيا و پرتغال هر كدام به ملتهايي مستقل تبديل شدند، حس كلي در قلمرو تمدن غرب احساس خوش بيني بود.
از رونق و پيشرفت و آزادي قدم برميدارد. آن روزها مردم انتظار داشتند كه نهادهاي سياسي جديد – حكومتهاي برآمده از قانون اساسي در ملتهاي آزاد اروپا و آمريكا – روش پرمنفعتي خواهند داشت و آزادي اقتصادي به طور مستمر شرايط زندگي مادي بشر را ارتقا ميبخشد.
حالا همه به خوبي ميدانيم كه برخي از اين انتظارات خيلي خوشبينانه بودهاند. بيشك صحت دارد كه ما در قرن نوزدهم و بيستم شاهد بهبودي بيسابقه در شرايط اقتصادي بودهايم كه به بخش خيلي بزرگتر
ن زاويه ديدي بود كه مواد قانون اساسي در نهادهاي قانونگذار نوشته ميشد.
تمام اينها به معناي آن بود كه دولت در شرايط اقتصادي بازار دخالت نخواهد كرد. به آن معنا بود كه شهروندان تنها يك هدف سياسي داشتند: رفاه تمام كشور و همه اهالي ملت. مداخلهگرايي دولتي دقيقا جايگزين همين فلسفه اقتصادي و اجتماعي ميشود. مداخلهگرايي به كل فلسفه جديدي را مطرح ميكند كه تفاوت اساسي با روح آن تلاشها دارد.
مقالات/
منطقهگرايي قرن بيست و يكم و حاكميت تجارت جهاني
تجارت جهاني در قرن بيست و يكم چگونه تكوين مييابد؟ اين مطلب ديدگاه تازه مركز تحقيقات سياست اروپا را در اينباره معرفي ميكند. ديدگاهي كه ادعا دارد:
منطقهگرايي قرن بيست و يكم و حاكميت تجارت جهاني
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1390-06-26
نويسنده:
مترجم:
مجيد اعزازي
چكيده:
تجارت جهاني در قرن بيست و يكم چگونه تكوين مييابد؟ اين مطلب ديدگاه تازه مركز تحقيقات سياست اروپا را در اينباره معرفي ميكند. ديدگاهي كه ادعا دارد:
چكيده:
تجارت جهاني در قرن بيست و يكم چگونه تكوين مييابد؟ اين مطلب ديدگاه تازه مركز تحقيقات سياست اروپا را در اينباره معرفي ميكند. ديدگاهي كه ادعا دارد:
منطقهگرايي قرن بيست و يكم و حاكميت تجارت جهاني
تجارت جهاني در قرن بيست و يكم چگونه تكوين مييابد؟ اين مطلب ديدگاه تازه مركز تحقيقات سياست اروپا را در اينباره معرفي ميكند. ديدگاهي كه ادعا دارد:
1 - اساسا تجارت در جهان امروز بسيار پ
تكوين مييابد؟ اين مطلب ديدگاه تازه مركز تحقيقات سياست اروپا را در اينباره معرفي ميكند. ديدگاهي كه ادعا دارد:
1 - اساسا تجارت در جهان امروز بسيار پيچيدهتر از قرن گذشته است. 2 - تقاضاهاي تجاري در قرن بيست و يكم با منطقهگرايي قرن بيست و يكم و نه سازمان تجارت جهاني تلاقي ميكنند. 3 - اين منطقهگرايي نسبت به القائات تفكر سنتي،مفهوم ضمني كاملا متفاوتي از تجارت بينالمللي دارد.
آخرين باري كه قوانين تجارت چند جانبه به روز شدند، بيل كلينتون در دوره اول ريا
مقالات/
سرمايه انكار شده
اين مقاله خصوصيات اصلي جامعه شناسي فرهنگ پي ير بورديو را به لحاظ سهم بالقوه آنها در جامعه شناسي دين بررسي مي كند. بورديو خود توجه اندكي به مطالعه مذهب معطوف داشته است اما خصوصيات عمده رويكرد او به مطالعه فرهنگ، ملهم از ماترياليسم كارل ماركس و به خصوص جامعه شناسي دين ماكس وبر است.
مفهومي بورديو در اين مقاله كوتاه امكان پذير نيست.اين مقاله كه در فصلنامه اقتصاد سياسي شماره دهم منتشر شده نشان مي دهد چگونه بورديو از ماركس و جامعه شناسي دين وبر براي ايجاد و بسط جامعه شناسي رسوم فرهنگي كمك مي گيرد.---
فراگذشتن از آرمان گرايي و مادي گرايي
در كانون طرح فكري بورديو به مدتي بيش از 30 سال، اين مساله اساسي انديشه اجتماعي غرب از زمان ماركس قرار دارد، يعني بحث بين آرمان گرايي فرهنگي و مادي گرايي تاريخي، جامعه شناسي بورديو، با ارائه روايتي مادي گرايانه ولي نه تقليل گرايانه از حيات
عاي ماركسيستي را مي پذيرد كه مذهب، ايدئولوژي است اما با تفكيك بعد نمادين حيات اجتماعي به عنوان جزئي مجزا و مشتق از اجزاي مادي بنيادي تر حيات اجتماعي مخالف است. به طور خلاصه او تمايز مفهومي زيرساخت/ روساخت ماركسيستي را كه ريشه در دوگانگي آرمان گرايي/ مادي گرايي قديمي دارد نمي پذيرد و معتقد است بايد فراتر از اين دوگانگي رفت. در اينجاست كه بورديو از ماركسيسم ساختارگرايي لويي آلتوسر، (1970) كه يكي از منابع فكري مهم بورديو در دهه هاي 1960 و 1970 بود، جدا مي شود. بورديو با نظريه مادي گرايانه اوليه آلت
رايي و آرمان گرايي طبقاتي رود از ماركس به ماكس وبر روي مي آورد. بورديو خاطر نشان مي كند اين ماكس وبر است: « برخلاف آنچه عموماً تصور مي شود مخالف ماركس است. با نظريه اي معنوي از تاريخ، در واقع شيوه مادي گرايانه انديشه را به ميدان هايي مي برد كه مادي گرايي ماركسيستي عملاً آن ميدان ها را به معنويت تسليم مي كند. » (1990 , 17 b:) بورديو به وبر به عنوان كسي مي نگرد كه « اقتصاد سياسي دين » را مطرح مي كند كه « توانايي كامل تحليل مادي گرايانه از دين را آشكار مي كند بدون آنكه
مقالات/
فرهنگ حاكم بر سازمان شما چيست؟
«گرت هافستد» بعد از مطالعاتي دريافت كه چهار بعد فرهنگي وجود دارد كه به كمك آن ميتوان چگونگي و چرايي رفتارهاي مختلف در فرهنگهاي مختلف را تشريح نمود.
حمايت كمتري از اخلاق كاري پروتستان به عمل ميآيد، ابتكارات فردي كم است و ترفيعات مبتني بر سيستم ارشديت است.
4- مردسالاري: هافستد مردسالاري را اينگونه تعريف كرده است: موقعيتي كه ارزشهاي غالب در جامعه عبارتند از: پول، موفقيت و چيزهاي مادي. هافستد اين بعد را روي يك پيوستار اندازهگيري ميكند كه در يك سوي آن مردسالاري و در سوي ديگر زنسالاري قرار دارد. به عقيده هافستد زنسالاري عبارت است از: يك موقعيتي كه ارزشهاي غالب در جامعه عبارتند از: به فكر ديگران بود
پرسش و پاسخ
با سلام
خواهشمندم درباره موضوع جهان شمول گرايي نطريه هاي سازماني منبع يا كتاب يا مقاله اي معرفي كنيد.
با تشكر ؟
با سلام
در اكثر كتابهاي تئوريهاي سازماني در خصوص ديدگاهاي اقتضايي وكارگزاري و...كه به نوعي در خصوص جهان شمولي نظريه هاي سازماني صحبت مي كنند بحث شده براي نمونه:
كتاب تئوري سازمان: ساختار و طرح سازماني
استيون رابينز، سيدمهدي الواني (مترجم)، حسن دانايي فرد (مترجم)
ويا كتاب مباني ت