مقالات/
سرمايهداري به جاي بازارهاي آزاد
يكي از اتفاقات جالب در بازگشت ركود بزرگ، استفاده و سوءاستفاده از نام «سرمايهداري» است. هر كسي به راحتي ميتواند اين تناقض را در مقالات متفاوت مشاهده كند كه برخي تمام مشكلات چرخههاي تجاري را از چشم سرمايهداري ميبينند و برخي آن را مبرا از هيچ مشكلي ميدانند. به وضوح هر دو اين ادعاها نميتواند درست باشد و واكنش عادي اين است كه ادعا كنيم يكي از دو گروه نويسندگان اشتباه ميكنند
ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه هر دو از يك كلمه (سرمايه داري) براي اشاره به دو چيز متفاوت استفاده مي كنند. مغالطه اي كه اين كلمه ايجاد مي كند مي تواند دليل خوبي براي عدم استفاده از واژه هاي «سرمايه داري» و اصطلاح مقابل آن يعني «سوسياليسم»، از سوي مدافعان آزادي باشد.
حداقل سه دليل براي اين مساله كه چرا واژه هاي «سرمايه داري» و «سوسياليسم» مشكل زا هستند وجود دارد: ۱- واژه «سرمايه داري» توسط مخالفانش به وجود آمده است. ۲- هر دو واژه
ين سيستمي حمايت مي كنند به نظر مي رسد كه بايد به قدرت سرمايه «باور» داشته باشند. اين مساله به اين معني است در چنين سيستمي منافع مربوط به سرمايه از اهميت ويژه اي برخوردارند و بايد از سوي سيستم تامين شوند. اگر از اين ديدگاه به واژه «سوسياليسم» (جامعه گرايي) بنگريم خواهيم ديد كه نقش اساسي از آن «جامعه» است. به اين ترتيب محور اصلي در اين سيستم باور به قدرت «جامعه» به عنوان يك كل است و اين به اين معني است كه در اين سيستم منافع جامعه بايد اصل قرار داده
؟
مشكل اساسي اين است كه اسم ها با توهمي كه در مورد كساني كه از اين سيستم ها منتفع مي شوند ايجاد كرده اند، باعث به وجود آمدن سوالاتي در زمينه اقتصاد سياسي شده اند. اين ادعا كه سرمايه داري (كه معناي واقعي آن بازارهاي آزاد است) در خدمت منافع سرمايه و سوسياليسم در خدمت منافع جامعه به عنوان يك كل هستند، نه يك واقعيت، بلكه فرضيه اي است كه مي توان روي آن بحث كرد و به نظر من هر دو اشتباهند. استفاده از اين اسم ها باعث خواهد شد كه اين مساله به وجود آيد كه آيا هر يك از اين سيستم ها به گونه اي كه از اسمش
مقالات/
چرا سوسياليسم محكوم به شكست است؟
استيون هورويتز، استاد اقتصاد دانشگاه سنت لاورنس در كنتون نيويورك و محقق ارشد موسسه مركتوس آرلينگتون ويرجينيا است. او مولف دو كتاب است: «پايههاي خرد و اقتصاد كلان: يك ديدگاه اتريشي» و «تكامل پولي، بانكداري آزاد و نظم اقتصادي. وي همچنين آثار زيادي را در باب اقتصاد مكتب اتريشي، اقتصاد سياسيهايك، تئوري و تاريخ پولي نگاشته است.
چرا سوسياليسم محكوم به شكست است؟
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
2010-03-03
نويسنده:
استيون هورويتز
مترجم:
چكيده:
استيون هورويتز، استاد اقتصاد دانشگاه سنت لاورنس در كنتون نيويورك و محقق ارشد موسسه مركتوس آرلينگتون ويرجينيا است. او مولف دو كتاب است: «پايههاي خرد و اقتصاد كلان: يك ديدگاه اتر
ف دو كتاب است: «پايههاي خرد و اقتصاد كلان: يك ديدگاه اتريشي» و «تكامل پولي، بانكداري آزاد و نظم اقتصادي. وي همچنين آثار زيادي را در باب اقتصاد مكتب اتريشي، اقتصاد سياسيهايك، تئوري و تاريخ پولي نگاشته است.
چرا سوسياليسم محكوم به شكست است؟
استاد: استيون هورويتز
مترجم: حسن افروزي
استيون هورويتز، استاد اقتصاد دانشگاه سنت لاورنس در كنتون نيويورك و محقق ارشد موسسه مركتوس آرلينگتون ويرجينيا است. او مولف دو كتاب است: «پايه هاي خرد و اقتصاد كلان: يك دي
در حالي كه اقتصاد دولت هاي غربي از بدترين كسادي بعد از ركود بزرگ رنج مي برد، بسياري از مشاهده كنندگان سوالي را مطرح مي كنند كه 75 سال پيش در مقابل ركود بزرگ نيز مطرح شد: شايد زمان مرگ سرمايه داري رسيده است و ما بايد به دنبال جايگزين هاي ديگر مانند سوسياليسم باشيم. در برخي از مقالات قبلي ام، من نشان داده ام كه چرا نبايد وضعيت فعلي را سرمايه داري ناميد و مخصوصا اينكه چرا نبايد كسادي حاضر را به پاي سرمايه داري گذاشت؛ چرا كه با وجود دخالت هاي بي حد و مرز دولت ها اين وضعيت بسيار دور از چيزي است كه
مقالات/
يك بام و دو هوا ي سوسياليسم
اين روزها سوسياليست خواندن آقاي اوباما تبديل به سرگرمي مورد علاقه بسياري از محافظهكاران آمريكا شده، دليل اين كار هم نطقهاي ضد بازار و همچنين افزايش دخالتهاي دولت وي در اقتصاد است.
يك بام و دو هوا ي سوسياليسم
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1389-11-27
نويسنده:
استيون هورويتز
مترجم:
چكيده:
اين روزها سوسياليست خواندن آقاي اوباما تبديل به سرگرمي مورد علاقه بسياري از محافظهكاران آمريكا شده، دليل اين كار هم نطقهاي ضد بازار و همچنين افزايش دخالتهاي دولت وي در اقتصاد است
اين روزها سوسياليست خواندن آقاي اوباما تبديل به سرگرمي مورد علاقه بسياري از محافظهكاران آمريكا شده، دليل اين كار هم نطقهاي ضد بازار و همچنين افزايش دخالتهاي دولت وي در اقتصاد است.
يك بام و دو هوا
سوسياليسم در مزرعههاي ذرت
البته به نظر من اوباما بيشتر يك كورپوراتيست1 است تا يك سوسياليست. به هر حال نظر شخصي افراد براي توصيف سياستهاي اوباما هر كلمهاي كه باشد، فعلا كنايههاي فراواني از جانب محافظهكاران به سوي آقاي اوب
ين و روشنترين نمونههاي عدم تحمل بازار آزاد از سوي محافظهكاران را ميتوان در مخالفت آنها با برخي مواد مخدر ديد. البته مخالفت با چنين بازارهايي از سوي محافظهكاران دلايلي دارد كه پرداختن به آنها ما را از موضوع اصليمان يعني سوسياليسم دور ميكند. پس به جاي آن به مسالهاي كه اخيرا رخ داده يعني تاييد تخصيص يارانه اتانول توسط «نيوت گينگريچ2» و «ريك سنتورام3» ميپردازيم.
اتانول نوعي سوخت است كه از دانههاي ذرت توليد ميشود و تاكن
مقالات/
آزادي و قدرت انديشهها
عقيدهاي كه من بارها و بارها تكرار ميكنم اين است كه «ما در جنگيم»، نه جنگي فيزيكي همراه با توپ و تانك، اما جنگي كه هم ويرانگر است و هم هزينهزا.
چكيده:
عقيدهاي كه من بارها و بارها تكرار ميكنم اين است كه «ما در جنگيم»، نه جنگي فيزيكي همراه با توپ و تانك، اما جنگي كه هم ويرانگر است و هم هزينهزا.
پنج اصل سوسياليسم
آزادي و قدرت انديشهها
مبارزه براي حفظ و توسعه آزادي، مبارزهاي عليه افراد نيست بلكه مبارزه عليه انديشههاي مخالف است. نويسنده فرانسوي، ويكتور هوگو نوشته است: «در برابر هجوم لشكر دشمن مقاومت ميشود؛ در برابر هجوم انديشهها مقاومت نم
ر سال 1776 نقطه برجستهاي در تاريخ قدرت انديشهها بود. وقتي پيام اسميت درباره تجارت آزاد پخش شد، موانع سياسي بر سر مشاركت صلحجويانه فرو ريخت و كم و بيش همه جهان تصميم گرفت آزادي را براي تغيير آزمون كند.
ماركس و ماركسيسم ما را واداشتند كه باور كنيم سوسياليسم اجتنابناپذير است كه سوسياليسم جهان را فرا خواهد گرفت همان قدر قطعي كه خورشيد فردا صبح از مشرق طلوع خواهد كرد. تا وقتي كه مردم اراده آزاد داشته باشند(قدرت انتخاب درست از غلط)، چيزي نيست كه شامل اراده انساني نباشد و ناگزير باشد. اگر سوسياليس
خورشيد فردا صبح از مشرق طلوع خواهد كرد. تا وقتي كه مردم اراده آزاد داشته باشند(قدرت انتخاب درست از غلط)، چيزي نيست كه شامل اراده انساني نباشد و ناگزير باشد. اگر سوسياليسم قرار است جهان را در بر گيرد، تنها در صورتي است كه مردم اصول آن را قبول كنند.
سوسياليسم، شكستخوردهاي قديمي است، هر چند انديشه سوسياليستي مهمترين تهديد امروز براي آزادي است. آنطور كه من ميبينم، سوسياليسم ميتواند به پنج انديشه شكسته شود.
1- «مرض تصويب قانون». تصويب قانون يك سرگرمي ملي شده است. تجارت مشكل دارد؟ قانوني تصوي
مقالات/
مصائب اقتصادي سوسياليسم
وقتي مساله انتخاب ميان سوسياليسم و كاپيتاليسم به عنوان دو نظام اقتصادي پيش ميآيد، موضوع كمي تفاوت ميكند.
مصائب اقتصادي سوسياليسم
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1389-09-27
نويسنده:
لودويگ ميزس
مترجم:
چكيده:
وقتي مساله انتخاب ميان سوسياليسم و كاپيتاليسم به عنوان دو نظام اقتصادي پيش ميآيد، موضوع كمي تفاوت ميكند.
مصائب اقتصادي سوسياليسم
نويسندگان سوسيا
به شما پيشنهاد كنند كه همگي به لحاظ علم طبيعي به يك اندازه محتمل باشند؛ اما اين محاسبات بازاري است كه نشان ميدهد به لحاظ اقتصادي كدام پروژه مزيت بيشتري دارد.
مسالهاي كه اينجا مدنظر دارم بنيان محاسباتي اقتصاد سرمايهداري در تقابل با سوسياليسم است. واقعيت اين است كه محاسبه اقتصادي و از آنجا تمامي برنامهريزيهاي تكنولوژيك، تنها زماني ممكن هستند كه قيمتهاي پولي وجود داشته باشد. آن هم نه فقط براي كالاهاي مصرفي، بلكه همچنين براي عوامل توليد. به اين ترتيب براي مواد خا
ده و دشوار است كه پرداخت تمام و كمال آن در اين يادداشت مختصر نميگنجد. در كتابهايم به تفصيل آن را حلاجي كردهام؛ بنابراين ميخواهم پيشنهاد كنم كه اگر به بنيادهاي مساله امكانناپذير بودن برنامهريزي و محاسبات اقتصادي در سوسياليسم علاقه مند هستيد، كتاب من به نام «عمل انساني» را بخوانيد.
همچنين اقتصادداني نروژي به نام تريگو هوف نيز كتاب خوبي در اين باره نوشته است. اگر ميخواهيد يك جانبه نيز به قضاوت ننشينيد پيشنهاد ميكنم كه كتاب اقتصاددان مشهور
مقالات/
سوسياليسم و كمونيسم
در بيان ماركس و انگلس، واژههاي كمونيسم و سوسياليسم يك معنا دارند. گاه و بيگاه به جاي هم به كار ميروند، بي آنكه تمايزي ميان آنها نهاده شود.
سوسياليسم و كمونيسم
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1390-06-06
نويسنده:
لودويگ فون ميزس
مترجم:
محسن رنجبر
چكيده:
در بيان ماركس و انگلس، واژههاي كمونيسم و سوسياليسم يك معنا دارند. گاه و بيگاه به جاي هم به كار ميروند، بي آنكه تمايزي ميان آنها نهاده شود.
چكيده:
در بيان ماركس و انگلس، واژههاي كمونيسم و سوسياليسم يك معنا دارند. گاه و بيگاه به جاي هم به كار ميروند، بي آنكه تمايزي ميان آنها نهاده شود.
آشفتگي برنامهريزيشده
سوسياليسم و كمونيسم
اين داستان در مورد همه گروهها و فرقههاي ماركسيست تا سال 1917 نيز صادق بود. احزاب سياسي ماركسيست كه مانيفست كمونيست را مرامنامه لايتغير مكتب خود ميدانستند، خود را احزابي سوسياليست ميخواندند. اثرگذارترين و پرجمعيتترين ا
زيد. در ايتاليا، فرانسه و همه كشورهاي ديگري نيز كه احزاب ماركسيست در آنها تا پيش از سال 1917 نقشي را در زندگي سياسي بازي ميكردند، واژه سوسياليست به همين شيوه جاي واژه كمونيست را ميگرفت. پيش از 1917 هيچ ماركسيستي حتي جرات نميكرد كه ميان كمونيسم و سوسياليسم تمييز بگذارد.
در 1875، ماركس در نقد خود بر برنامه گوتاي حزب سوسيالدموكرات آلمان ميان دو مرحله پايينتر (متقدم) و بالاتر (متاخر) جامعه كمونيستي آتي فرق نهاد. اما نام كمونيسم را به مرحله متاخر اختصاص نداد و مرحله متقدم را سوسياليسم، به گون
مقالات/
چرا قيمتها مهمند؟
محاسبه اقتصادي و بنابراين همه برنامهريزيهاي تكنولوژيك تنها در صورتي امكانپذيرند كه قيمتهاي پولي وجود داشته باشند، نه تنها براي كالاهاي مصرفي، بلكه همچنين براي عوامل توليد.
محاسبه اقتصادي و بنابراين همه برنامهريزيهاي تكنولوژيك تنها در صورتي امكانپذيرند كه قيمتهاي پولي وجود داشته باشند، نه تنها براي كالاهاي مصرفي، بلكه همچنين براي عوامل توليد.
چرا قيمتها مهمند؟
سوسياليسم: ناتواني از محاسبه اقتصادي
هنگامي كه نوبت به گزينش ميان سوسياليسم و كاپيتاليسم در حكم نظام اقتصادي ميرسد، مساله تا اندازهاي فرق ميكند. نويسندگان سوسياليست هيچ گاه گمان نميكردند كه صنايع جديد و همه فعاليتهاي كسبوكار مدرن بر مح
ه يك اندازه امكانپذيرند، اما براي تعيين اينكه كدام يك از نگاه اقتصادي از همه پرمنفعتتر است، به محاسبات بازاربنياد افراد فعال در ميدان كسبوكار نياز داريم.
مسالهاي كه در اينجا به آن ميپردازم، مساله بنيادين محاسبه اقتصادي كاپيتاليستي در برابر سوسياليسم است. حقيقت اين است كه محاسبه اقتصادي و از اين رو همه برنامهريزيهاي تكنولوژيك تنها در صورتي امكانپذيرند كه قيمتهاي پولي وجود داشته باشند، نه تنها براي كالاهاي مصرفي، بلكه همچنين براي عوامل توليد. اين يعني بايد بازارهايي براي مواد خام،
چه اكنون دارم نياز است. من اين مساله را به تفصيل در نوشتههايم شرح دادهام. نميتوانم در چند سخنراني به تحليل همه جوانب آن وارد شوم. از اين رو ميخواهم به شما سفارش كنم كه اگر به واكاوي پيرامون مساله بنيادين امكانناپذيري محاسبه و برنامهريزي تحت سوسياليسم علاقه داريد، كتاب «كنش انساني» من را بخوانيد.
اما كتابهاي ديگري را هم بخوانيد، مانند نوشته تريژفهاف، اقتصاددان نروژي درباره محاسبه اقتصادي و اگر نميخواهيد مطالعاتتان يكجانبه باشد، توصيه ميكنم كه كتاب سوسياليستي بسيار مورد توجه قرار
مقالات/
كنش انساني: رساله اقتصاد
«هفته بعد در مورد كار استاد صحبت خواهيم كرد.» اين جملهاي بود كه دكترهانس سنهولز در پايان سمينارش در سومين سال تحصيل من در سيتي كالج گرو گفت.
ولي آن كتابها را به دقت خوانده بودم و در آن زمان طي دورهاي يك ساله كه در كلاسهاي تاريخ انديشه اقتصادي شركت كرده بودم كتابهايي چون «ثروت ملل» آدام اسميت، «رسالهاي در اقتصاد سياسي» جي. بي. سي و «اصول اقتصاد سياسي» جان استوارت ميل را نيز همراه با «سوسياليسم» ميزس و «راه بندگي» اف. اي. هايك مطالعه كرده بودم.
از آنجايي كه من دانشجويي جدي در اقتصاد بازار آزاد بودم، سنهولز از من دعوت كرد تا در سميناري كه براي دانشجويان تحصيلات عالي براي خواندن متون كلاسيك تشكيل ميشد شركت كنم. آن سال ما «اصول اقت
عاده ميزس به درستي فهميده نشد. اين كتاب اساسا يك كتاب روششناسي نيست، بلكه به سادگي پايههاي روش شناسانه را در ابتدا مطرح ميكند. اين كتاب اساسا كاري درباره شكست دولت و برتري اقتصاد بازار نيست، بلكه اينها نتايج منطقي تحليلهاي كتاب از مداخلهگرايي و سوسياليسم است. اين كتاب اساسا درباره نظريه بازار و سيستم قيمتها نيست، بلكه اولويتي بر روي كارآفريني و تلاش براي سود و ديسيپلين ضرر قرار داده است. اين كتاب اساسا كتابي در مورد پول، سرمايه و بهره نيست، بلكه فقط زمان قال توجهي را براي توضيح هماهنگي فعا
بع كمياب را محاسبه كنند. مصرفكنندگان با خريد يا امتناع از خريد، سودها و ضررهايي را ايجاد ميكنند كه هدايتكننده تصميمهاي تجاري و هماهنگكننده برنامههاي تجاري در طول زمان هستند.
كار ميزس روي محاسبه عقلايي اقتصادي نه تنها استدلالي قاطع را بر عليه سوسياليسم به وجود آورد، بلكه اساس نظم اقتصادي را نيز توضيح ميدهد. بازار آزاد محاسبه را امكانپذير، سوسياليسم آن را غير ممكن و مداخلهگرايي آن را منحرف ميكند. بدون مالكيت خصوصي، آزادي قرارداد، ثبات پولي و مسووليتپذيري مالي، فرآيند محاسبه عقلايي اقت
مقالات/
تمايز سوسياليسم و كمونيسم چگونه پديدار شد؟
لنين به چيرگي بر روسيه قانع نشد. باور راسخ داشت كه سرنوشت او اين است كه همه كشورها و نه تنها روسيه را با سوسياليسم رستگار كند. اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي، نام رسمياي كه براي دولت خود برگزيد، هيچ اشارهاي به روسيه نداشت.
تمايز سوسياليسم و كمونيسم چگونه پديدار شد؟
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1390-06-20
نويسنده:
لودويگ فون ميزس
مترجم:
محسن رنجبر
چكيده:
لنين به چيرگي بر روسيه قانع نشد. باور راسخ داشت كه سرنوشت او اين است كه همه كشورها و نه تنها روسيه را با سوسياليسم رستگار كند. اتحاد جماهير سوسياليس
شت او اين است كه همه كشورها و نه تنها روسيه را با سوسياليسم رستگار كند. اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي، نام رسمياي كه براي دولت خود برگزيد، هيچ اشارهاي به روسيه نداشت.
آشفتگي برنامهريزيشده
تمايز سوسياليسم و كمونيسم چگونه پديدار شد؟
اين دولت در حكم هستهاي براي يك حكومت جهاني طراحي شده بود. اين باور به طور ضمني وجود داشت كه همه رفقاي خارجي عليالقاعده به اين دولت وفادارند و همه بورژواهاي خارجي كه جسارت مقابله با آ
ن حزب جديد برگزيد. كمونيستها بايد تا هنگام مرگ با احزاب سوسياليست مختلف اروپا، اين «خائنان جامعه» ميجنگيدند و صحنه را براي برچيدن بيدرنگ بورژوازي و دستيابي كارگران مسلح به قدرت ميچيدند. لنين ميان سوسياليسم و كمونيسم به مثابه دو نظام اجتماعي گوناگون، تفاوتي قائل نشد. هدفي كه در سر داشت، كمونيسم به مثابه نظامي در برابر سوسياليسم نبود. نام رسمي دولت شوروي، اتحاد جماهير سوسياليستي (و نه كمونيستي) شوروي است. از اين لحاظ نميخواست ترمينولوژي س
مقالات/
قضيه اعتماد در بحبوحه سالگرد كلاهبرداري ميدوف
اين ماه دومين سالگرد دستگيري برنارد ميدوف از اعضاي كميسيون بورس و اوراق بهادار بود. وي رييس بزرگترين طرح پونزي در تاريخ بوده است و بسياري هنوز در تعجب فرو رفتهاند كه چه چيزي باعث ميشود تا ما به كسي اعتماد كنيم؟
تماد كردن به او را تقويت ميكند كلا تعجبآور نيست به خصوص با توجه به موج طرحهاي پونزي كه ما از هنگام دستگيري ميدوف ديدهايم. پس شايد بجا باشد كه اعضاي خانواده ميدوف سعي كنند نام خانوادگي خود را تغيير دهند.
نقل قول
فردريك هايك
سوسياليسم هرگز و در هيچ جايي در قدم اول جنبش طبقه كارگر نبوده است. اين تفكر به هيچ معنايي علاجي آشكار براي شري آشكار نيست كه منافع آن طبقه لزوما به آن نياز داشته باشند. اين تفكر عمارتي از نظريات است كه برآمده از گرايشاتي خاص در تفكر محض هستند؛ تفكرات
ظريات است كه برآمده از گرايشاتي خاص در تفكر محض هستند؛ تفكراتي كه براي مدتها تنها روشنفكران با آن آشنا بودند و زماني طولاني نياز بود تا روشنفكران بتوانند طبقه كارگر را به اين فكر متمايل و به پذيرش برنامه آنها علاقهمند كنند.
روشنفكران و سوسياليسم(1949)
منبع: وال استريت ژورنال