توضيحات کاربران بر روي محتوا/
توضيحات كاربر
به 124 اطلاع دهيد . توجه نداشتند يا دسرسي بمحل ندارند . بي خيال باشيم ... بعضيها از خوش
توضيحات کاربران بر روي محتوا/
توضيحات كاربر
شما اصلا فكر كرده ايد كه كدام گروه از حسابرسان پشت اين مصوبه كذايي قرار دارند؟بله د
ئوني توانست يك سهميه از شورا را به نام خود كند.بله الان جنگ دولتي وخصوصي است.جامعه حسابداران رسمي برخلاف عده اي كه فكر مي كنند شوراي عالي برگزيده شده مي تواند كارهاي خارق العاده كند با تلاشهاي مذبوحانه همان دولتي هايي كه اگر به آنها اجازه بر هم زدن دموكراسي وآراء را بدهند جامعه حسابداران را منحل مي كنند وخود جامعه اي به ميل خود ترتيب مي دهند تضعيف مي شود.اينها كودتا چيان حرفه حسابرسي هستند كه چون نمي توانند ظاهر جامعه را حفظ مي كنند اما با قدرتي كه دارند وبا لابي هاي خود قوانيني را به حرفه تحمي
مقالات/
مالكيت كارگران؛ كليد موفقيت جهاني
بايد توجه داشت كه مالكيت اشتراكي به پخش ثروت در جامعه كمك ميكند و از تمركز آن در دست عده معدودي جلوگيري ميكند و به اين ترتيب ارزش افزوده به جامعه تزريق ميشود و از نابرابريهاي اجتماعي كه به طرز شرمآوري روز به روز گريبانگير تعداد بيشتري از شهروندان جامعه جهاني ميشود، جلوگيري ميشود.
ه ميشود كه تمركز و هدف اصليشان بر اين است كه كارگران تبديل به سهامداران نشوند.
اما چاره چيست؟ ايجاد شركتهاي تعاوني، برنامهريزي براي اعطاي سهام به كاركنان و ساير روشهاي سهيم كردن كارمندان در كسب و كار كه همه در زير لواي دموكراسي اقتصادي قرار ميگيرند.
دموكراسي اقتصادي شرايط اجتماعي-اقتصادي است كه در آن كسبوكارها به صورت دموكراتيك مديريت ميشوند و كارمندان و كارگران در آنها سهم دارند. با اينكه دموكراسي اقتصادي صورتها و ساختارهاي بسيار متنوعي دا
اينكه نصيب سرمايهگذاراني شود كه خارج از كسبوكار هستند بين تمام افراد فعال در كسب و كار تقسيم شود.
چنين موسسات اقتصادي در تمام بخشهاي اقتصاد ما وجود دارند، از بانكداري، موسسات مالي و بيمه تا آموزش، توليد، خردهفروشي و كشاورزي. دموكراسي اقتصادي در اقتصادهاي سرمايه داري وجود دارد و با اصل بازار آزاد در تضاد نيست، اما در عوض اصل حداكثر كردن سود را محدود ميكند كه در حال حاضر روند اكثر كسب و كارها در بازار است.
مالكيت شراكتي به توزيع ثروت كمك ميكند و در مقابله با ت
اخبار/
سرمايهداري با از بين رفتن طبقه متوسط در خطر قرار ميگيرد
خبرگزاري فارس: فرانسيس فوكوياما در مقاله اي كه مركز پژوهشي شوراي روابط خارجي آمريكا منتشر كرده است اين پرسش را مطرح ميكند كه آيا در پي از بين رفتن طبقه متوسط آينده نظام سرمايه داري در جهان به خطر خواهد افتاد.
خبرگزاري فارس: سرمايهداري با از بين رفتن طبقه متوسط در خطر قرار ميگيرد
ههاي روشن براي جلب و بسيج مردم است. در دهههاي اخير نظريههاي دست راستي كه طرفدار كاهش نظارت بر فعاليت نظام سرمايه داري هستند ابتكار عمل را در دست داشته و طيف چپ در كشورهاي پيشرفته به غير از بازگشت به نظريههاي كهنه سوسيال دموكراسي نتوانستهاند گزينه ديگري ارائه دهد.
بر اين اساس وي هشدار ميدهد كه ضعف نيروهاي چپ و رقابت سياسي در اين جوامع را به خطر انداخته و تشديد روند جهاني شدن سرمايه داري نيز به شكل چشمگيري طبقه متوسط را تضعيف ميكند. اين طبقا
هشدار ميدهد كه ضعف نيروهاي چپ و رقابت سياسي در اين جوامع را به خطر انداخته و تشديد روند جهاني شدن سرمايه داري نيز به شكل چشمگيري طبقه متوسط را تضعيف ميكند. اين طبقات پايگاه اجتماعي نظام سرمايه داري هستند و در صورت تضعيف آنها آينده دموكراسي و سرمايه داري نيز به خطر خواهد افتاد.
اين گزارش حاكي است فرانسيس فوكوياما با نقل قول از كارل ماركس مينويسد نظريههاي سياسي اجتماعي فقط در صورت بيان نگرانيها و مطالبات جمعيت وسيعي از مردم به يك نيروي موثر تبديل ميشون
نبش هاي نيرومند سوسياليستي كه تحت تاثير انديشههاي ماركس در اروپا به وقوع پيوست يك رقابت شديد بين دو جهان بيني غيرمذهبي در جهان مدرن شروع شد.
ماركسيستها در مجموع از اين جهتگيري طرفداري ميكردند كه در راه رسيدن به دموكراسي واقعي يعني تقسيم برابر و عادلانه منابع ثروت ميتوان از دموكراسي سياسي در قدرت حاكم صرف نظر كرد اما ليبرالها در مقابل به شدت از مالكيت خصوصي بر ثروت و ابزار توليد دفاع كرده و در عين حال به مرور حاضر شدند كه مشاركت سياسي فعال و گستر
مقالات/
اقتصاد سياسي نفت
تاريخ اقتصادي كشورهاي صادركننده مواد معدني اغلب مايوسكننده بوده است. بالاخص اينكه در طول چند دهه اخير صادركنندگان نفت بسيار بدتر از كشورهايي كه از لحاظ مواد معدني فقير محسوب ميشوند، عمل كردهاند.
اي مصرف كنندگان، رانت اقتصادي محسوب مي شود. رانت خواري اقتصادي، كسب و كارهايي با رونق جهشي هستند و بالاخص در اقتصادهاي نفتي رواج دارند.
با استفاده از ابزارهاي علوم سياسي، كشورهاي صادركننده نفت را مي توان به عنوان يكي از پنج گروه اصلي طبقه بندي كرد؛ دموكراسي بالغ، دموكراسي فرقه اي، ديكتاتوري پدرسالار، ديكتاتوري چپاولگرا و ديكتاتوري اصلاح گرا. اين دسته بندي ها برگرفته شده از يك سري تحقيقات آكادميك در طبقه بندي رژيم هاي سياسي است كه در مورد هر يك به اختصار توضيح داده شده است. اين خصوصيات سياسي و ن
را در چشم انداز هاي سياسي، ميزان شفافيت، كيفيت و ثبات سياست گذاري ها، قدرت سياسي بخش هاي مولد تجارت غيرنفتي و ميزان بهره هايي كه مستقيما به مصرف سرانه دولت وابسته است ايجاد مي كند. در اينجا ما به نوبت خصوصيات هر يك از اين دسته ها را بررسي مي كنيم.
دموكراسي هاي بالغ
كشورها و زيرگروه هاي كشوري شناخته شده به عنوان دموكراسي هاي بالغ با سيستم هاي حزبي پايدار، سازمان هاي انتخابي قوي و سياست گذاري هايي كه با يك وفاق عمومي اجتماعي جامع حمايت مي شود، شناخته مي شوند.
استقامت سياسي و جوابگويي نهادها، س
با بالارفتن سن جمعيت و افزايش حقوق بازنشستگي- و چشم انداز بازار نفت به صورتي است كه به نظر مي رسد درآمدهاي نفتي در آينده كاهش يابند. اين ملاحظات نگراني هايي در مورد توانايي هاي كشور نروژ در حفظ موفقيت گذشته اش در مديريت ثروت نفتي اش ايجاد كرده است.
دموكراسي هاي فرقه اي
كشورهايي كه به عنوان دموكراسي هاي فرقه اي طبقه بندي مي شوند، داراي مشخصاتي چند مي باشند كه آنها را از دموكراسي هاي بالغ جدا مي كند. اول اين كه به لحاظ اقتصادي، توزيع درآمد در اين كشورها به شدت نابرابر است و به لحاظ اجتماعي اجماع
مقالات/
دموكراسي چه ارزشي دارد؟
طي نزديك به بيست سال گذشته، اقتصاد اروپا كه ميكوشيد شبكه ايمني «اجتماعي» را هر چه گستردهتر كند، خسته و بيحال به نظر ميرسيد و بيكاري مزمن آن را به ستوه آورده بود.
دموكراسي چه ارزشي دارد؟
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1390-03-22
نويسنده:
آنتوني دوجاساي
مترجم:
حسين راستگو
چكيده:
طي نزديك به بيست سال گذشته، اقتصاد اروپا كه ميكوشيد شبكه ايمني «اجتماعي» را هر چه گستردهتر كند، خسته و بيحال به نظر ميرسيد و بيكاري مزمن آن را به ستوه آورده بود.
طي نزديك به بيست سال گذشته، اقتصاد اروپا كه ميكوشيد شبكه ايمني «اجتماعي» را هر چه گستردهتر كند، خسته و بيحال به نظر ميرسيد و بيكاري مزمن آن را به ستوه آورده بود.
بهترين بدترينها:
دموكراسي چه ارزشي دارد؟
در همين حال اقتصاد آمريكا انعطافپذيري و انرژي ذاتي و رشدي قدرتمندانه را از خود به نمايش ميگذاشت. اروپا رويهمرفته سوسيالدموكرات بود و آمريكا - بيآنكه احساس شرمساري كند - نظامي كاپيتاليست داشت. ديدگاههاي مربوط به مز
» برتري دارد يا برعكس. «برابر - نابرابر» از اين دست زوج واژهها است، هر چند اگر به سخنوريهاي هرروزه سياستمداران گوش دهيم، چنين چيزي را باور نخواهيم كرد. «دموكرات - غيردموكرات» هم همين طور است.
قانون ماكسيمين
ميگويند وينستون چرچيل گفته كه دموكراسي بدترين نظام سياسي است، اگر تمام ديگر نظامها را كنار بگذاريم(1). اين در مقام گفتهاي حكيمانه، به قدر كافي خوب است، اما نظريهاي بسيار ضعيف براي تصميمگيري است. اين گفته نميتواند ايدهآلي براي عقلانيت باشد تا آن را به عنوان يك قاعده به كار
مقالات/
تسخير وال استريت پيش به سوي دموكراسي واقعي
تظاهرات و اعتراضاتي كه تحت لواي تسخير وال استريت سراسر ايالات متحده را در بر گرفته است نه تنها بازتاب بيعدالتي اقتصادي گسترده در ميان بسياري از مردم است، بلكه شايد از آن مهمتر طنين نارضايتي از سيستم سياسي و بيان آمال و آرزوهاي آمريكاييهاست.
تسخير وال استريت پيش به سوي دموكراسي واقعي
منبع:
دنياي اقتصاد
تاريخ انتشار:
1390-07-28
نويسنده:
آنتونيو نگري
مترجم:
ايرج جودت
چكيده:
تظاهرات و اعتراضاتي كه تحت لواي تسخير وال استريت سراسر ايالات متحده را در بر گرفته است نه تنها بازتاب بيعدالتي اقتصادي گسترده در ميان بسياري از مردم است، بلكه
الات متحده را در بر گرفته است نه تنها بازتاب بيعدالتي اقتصادي گسترده در ميان بسياري از مردم است، بلكه شايد از آن مهمتر طنين نارضايتي از سيستم سياسي و بيان آمال و آرزوهاي آمريكاييهاست.
تسخير وال استريت پيش به سوي دموكراسي واقعي
گسترده شدن اعتراضات از منهتن جنوبي به بسياري از شهرهاي كوچك و بزرگ آمريكا نشان از نفرت و انزجار عميق از نابرابري اقتصادي و حرص و طمع موسسات و شركتهاي نظام سرمايهداري دارد و همچنين اعتراض عليه فقدان يا شكست مشروعيت سي
شكارا متوجه ناتواني سيستم سياسي كشور در حل اين معضلات بود. بر خلاف آنچه كه سيستمهاي دموكراتيك از خود بروز ميدهند و آن را نظام پارلماني مبتني بر انتخاب نمايندگان مردم مينامند، معترضين در اصليترين خواستههايشان شعار «دموكراسي واقعي حالا» را مطرح ميكردند.بنابراين جنبش تسخير وال استريت بايد بعنوان شكل پيشرفتهتر چنين تقاضاهاي سياسي فهميده شود.
پيام صريح جنبش وال استريت اين است: صنعت بانكداري و صاحبان موسسات مالي نماينده ملت نيستند و آنچه براي وال
باشد بر عكس توسط يكسري مامور بلندپايه دور از دسترس و غافل از همه جا اداره ميشود كه براي خودشان قانون ميگذارند و با قطعيت پدرسالارانه آن را به شهروندان تحميل ميكنند. حالا هم برخي از اعضاي جديد – مثل روماني، بلغارستان و مجارستان – اصلا نظام ليبرال دموكراسي قابل اعتنايي ندارند.
پس اگر خود اروپاييها هم واقعا به اتحادشان اعتقادي ندارند تركيه چرا بايد براي پيوستن به آن اينقدر زحمت بكشد؟ در واقع حتي آن خانمي هم كه ميكفت از اروپا متنفر است باز هم خوشحال خواهد شد اگر پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا
صادق است. اگر غربيترين، مدرنترين و دموكراتيكترين جمهوري مسلمانهاي جهان نيز بخواهد پر از عقايد ضد اروپايي شود پيامد خوبي براي غربيها نخواهد داشت – حتي براي كل جهان نيز خوشايند نيست.
تركيه موقعيت خوبي دارد كه ديگر كشورهاي مسلمان را به سمت ليبرال دموكراسي ببرد. بهعلاوه اگر چشمانداز پيوستن به اتحاديه قوت بگيرد تركيه در آرام كردن تنشها ميان اروپا و كشورهاي خاورميانه دست بسيار بازتري خواهد داشت. بدون تركيه، دخالت اروپا در خاورميانه همچنان امپرياليستي به نظر خواهد رسيد. پيوستن تركيه به اتحاديه
پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا همچنين اين اعتقاد نخ نما را هم منسوخ خواهد كرد كه اروپا به معني مسيحي بودن است. مذهب مسيحيت بيشك به شكل گيري تمدن اروپا كمك كرده است، اما همه شهروندان اروپا مسيحيهاي معتقدي نيستند. خيليهاشان كه اصلا مسيحي نيستند. اگر دموكراسي بزرگي مثل تركيه با اكثريت جمعيت مسلمان بتواند به اتحاديه اروپا بپيوندد، آنوقت پذيرش فرانسويها، بريتانياييها و آلمانهاي مسلمان هم به عنوان شهروندان اروپايي آسان تر خواهد شد. كساني كه اعتقاد دارند منافع مشترك و نهادهاي ليبرال بايد تعريفكنن
ردم تعطيل كردن اين بورس مصنوعي بود.» بعد از اين سوال، يكي ديگر از حاضران هم سوال «رييس دانا» را مطرح كرد و گفت: «مصرف اجتماعي بورس چيست؟ و اگر اين بازار نباشد چه اتفاقي در فضاي واقعي اقتصاد مي افتد؟»
بازار سرمايه؛ نماد دموكراسي اقتصادي
اما «رحماني» در پاسخ به اين سوال گفت: موافق بسته شدن بازار نيستم؛ چراكه بورس اقتصاد ما را شفاف كرده است.
وي افزود: تمام شركت هاي حاضر در بورس تهران موظفند در دوره هاي مشخص، حداقل چهار بار گزارش عملكرد خود را تا پايان سا
امل سابق شركت بورس گفت: در واسطه زدايي و كم شدن هزينه سرمايه»، «انضباط مالي مديران» و «تامين مالي ارزان قيمت» از جمله مزايايي است كه حضور شركت ها در بورس دارد و نمي توان از آنها گذشت.
وي يادآور شد: معتقدم بازار سرمايه، دموكراسي اقتصادي است؛ چراكه سهامداران مي توانند آزادانه نسبت به خريد و فروش سهام شركت ها اقدام كنند و اجباري براي ورود و ماندن در اين بازار وجود ندارد.
وي هشدار داد: شكست بورس و تعطيلي اين بازار، بيشترين مشكل را براي آينده اقتصادي جامعه ايجاد مي كند
مقالات/
گستره اقتصاد سياسي
عبارت «اقتصاد سياسي» (political economy) در عمر دراز خود معاني گوناگون بيشماري داشته است. در نگاه آدام اسميت، اقتصاد سياسي، علم مديريت منابع كشور براي توليد ثروت است. از ديد ماركس، اقتصاد سياسي به اين معناست كه مالكيت ابزارهاي توليد چگونه بر فرآيندهاي تاريخي اثر ميگذارد.
يكوشد كه رفتارهاي ديگرنگرانه همچون ديگرخواهي و انتقامجويي را شرح دهد.
شناخت علمي تا اندازه زيادي به برهمكنش دانش تجربي و شرح و بسطهاي نظري وابسته است. هيچ جاي شگفتي ندارد كه جامعترين شناخت ما به دموكراسيهاي پيشرفته صنعتي، به طور كلي و مجامع قانونگذاري، به طور ويژه ارتباط دارد كه تعداد فراوان مشاهدات در آنها (رايها، وابستگي حزبي و...) امكان آزمون گسترده فرضيات و پالايش قابل ملاحظه نظريهها را فراهم ميآورد.(2) كتاب
ميدهد.
با اين همه، در گذر زمان دانش از حوزههاي اصلي تحقيقاتي به حوزههاي ديگر گسترش يافته است. اين پراكندگي به چند دليل رخ داده. نخست اين كه اگر قيود متفاوت نهادي بر كنشگران را در نظر گيريم، همان روابط رفتارياي كه درون دموكراسيها ميبينيم، ميتوانند در نظامهاي گوناگون سياسي رخ دهند. به عنوان مثال شايد مستبدين با انتخابات رودررو نشوند، اما آنها نيز براي ماندن در قدرت به پشتوانه سياسي نياز دارند.
دليل دوم اين است كه امروزه اطلاعات ب
خر اين كه پديدههاي سياسي در كشورهاي غيردموكراتيك، انبوهي از پرسشهايي را به بار ميآورند كه معمولا در كشورهاي دموكراتيك توجهي به آنها نميشود و نيازمند پاسخاند: دليل درگيريهاي قومي چيست؟ دموكراسي چه زماني يك نظام سياسي پايدار است؟ ارتباط ميان دموكراسي و كاپيتاليسم، اگر وجود داشته باشد، چيست؟ و چرا چنين تعداد زيادي از كشورها
توسعه نيافتهاند؟
در بخش 4 گسترش اقتصاد سياسي به حوزههاي تحقيقاتي جديد را بررسي ميكنيم