از مشاوران رازنامه بپرسيد
فرشيد سيف
پرتال منابع انساني - نظام جامع منابع انساني - روانشناسي صنعتي و سازماني
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
عبداله لطفي
بيمه (غير از تأمين اجتماعي) - روابط عمومي و بازاريابي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
رضا طالعي فر
مديريت منابع انساني، مديريتتوسعه محصول، مديريت نوآوري و دانش، مديريت بازار و استراتژي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
مجله دانش تبليغات
تبليغات
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
هادي معماري
مديريت كسب و كار
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
محمدرضا سعادت نژاد
بازاريابي و فروش
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
اسداله مستوفي
مشاوره مديريت
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
حسين عزيزي نژاد
آموزش و تحقيقات ( در حوزه هاي اقتصاد،حسابداري و مديريت )-مديريت عمومي-بيمه و تامين اجتماعي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سيد علي شاه صاحبي
مشاوره حقوقي ، كيفري ، مطالبات ، قراردادها ، خانواده
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
عباس اسدي
حقوقي ، جزائي،خانواده،قراردادهاي داخلي وبين المللي ،شركتها
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
كمال زرندي
پورتالهاي سازماني - وب سايت
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
گروه مشاوران مديريت - بازاريابي و تبليغات چشم انداز هفتواد
مشاوره مديريت (منابع انساني- استراتژيك- بازاريابي)- تحقيقات بازار- تحليل بازار- تدوين استراتژي هاس ب
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
مهدي غلامي(مدير سايت)
مالي ومالياتي ,حسابداري وحسابرسي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
به خانواده مشاوران رازنامه بپیوندید
پرسش و پاسخ از رازنامه
استخدام

دسته بندي اطلاعات

منشا ثروت: تكامل، پيچيدگي و بازسازي بنيادي علم اقتصاد

اشاره: ثروت چيست؟ چگونه خلق مي‌شود؟ چگونه مي‌توان ثروت بيشتري خلق كرد كه به نفع افراد، بنگاه‌ها و كل جامعه باشد؟ اينها پرسش‌هاي بنيادي هستند كه اريك باينهوكر در اين كتاب نوآورانه مطرح مي‌كند.

معرفي كتاب
منشا ثروت: تكامل، پيچيدگي و بازسازي بنيادي علم اقتصاد
 

نويسنده: اريك باينهوكر
مترجم: جعفر خيرخواهان
اشاره: ثروت چيست؟ چگونه خلق مي‌شود؟ چگونه مي‌توان ثروت بيشتري خلق كرد كه به نفع افراد، بنگاه‌ها و كل جامعه باشد؟ اينها پرسش‌هاي بنيادي هستند كه اريك باينهوكر در اين كتاب نوآورانه مطرح مي‌كند.

 

به نظر باينهوكر، علم اقتصاد در كانون يك انقلاب است كه وعده بر افتادن تئوري مرسوم يكصد ساله را مي‌دهد و تغييراتي عميق در تفكر ما راجع به رشد اقتصادي و نوآوري به‌وجود مي‌آورد. كتاب «منشا ثروت»، به سبكي جذاب و لذت‌بخش، انديشه‌هاي مرزشكنانه اقتصاددانان و دانشمندان سرشناسي را مرور مي‌كند كه علم اقتصاد را تغيير شكل مي‌دهند و آثار آنها را براي مخاطبان عادي قابل‌فهم مي‌سازد. باينهوكر از اين ايده دفاع مي‌كند كه اقتصاد، «نظام تطبيقي پيچيده»، بيشتر شبيه مغز انسان، شبكه اينترنت يا يك نظام‌زيستي است تا تصويري ايستا كه در تئوري سنتي از آن عرضه مي‌شود. باينهوكر با تكيه بر اين انديشه‌هاي جديد، نشان مي‌دهد چگونه ثروت از طريق فرآيند تكاملي خلق مي‌شود. علم مدرن، تكامل را پديده‌اي صرفا زيست‌شناسي نديده بلكه آن را فرمول چندمنظوره‌اي براي نوآوري مي‌بيند. اين فرمول تكاملي است كه بر فناوري‌ها، نهادهاي اجتماعي و كسب‌و‌كارها تاثير مي‌گذارد و ما را از دوران سنگي به اقتصاد جهاني بي‌نهايت پيچيده 100 تريليون دلاري امروز رسانده است. اگر آدام اسميت الهام‌بخش علم اقتصاد در قرن بيستم بوده است، اين چارلز داروين است كه چنين كاري را در قرن بيست‌ويكم مي‌كند. با درك و فهم منشا تكاملي ثروت است كه مي‌توان به اين پرسش نيز پاسخ داد «چگونه مي‌توانيم ثروت بيشتري خلق كنيم؟» باينهوكر توضيح مي‌دهد چگونه پژوهش‌هاي جديد باعث شده است فهم متعارف در حوزه‌هايي از راهبرد تجاري و طراحي سازمان‌ها گرفته تا طرز كار بازار سهام و جهان سياست و سياست‌گذاري تغيير كند. اريك باينهوكر مشاور ارشد موسسه پژوهشي صاحبنام مكينزي است. نشريه اقتصادي فورچون، باينهوكر را يكي از «رهبران كسب‌و‌كار در قرن بيست و يك» ناميد و آثار وي در موضوعات بازرگاني و اقتصادي در نشريات مختلف مثل تايمز مالي منتشر مي‌شود. در ادامه پيشگفتار اين كتاب از نظر خوانندگان مي‌گذرد:

در زماني كه من اين مطلب را مي‌نويسم علم اقتصاد در مرحله گذار از عميق‌ترين تغيير طي يكصد سال گذشته است. من معتقدم اين تغيير بيانگر جابه‌جايي مهم در جريان‌هاي فكري جهاني است كه تاثير قابل‌توجهي بر زندگي ما و زندگاني نسل‌هاي آينده خواهد داشت. من همچنين معتقدم دقيقا همان‌طور كه زيست‌شناسي يك علم واقعي در قرن بيستم شد، اقتصاد نيز جاي خود را به عنوان يك علم در قرن بيست‌ويكم پيدا مي‌كند. توماس كوهن، تاريخدان و فيلسوف بزرگ علم مشاهده كرد تحقيقات علمي از طريق فرآيند يكنواخت و پيوسته رو به رشد، پيشرفت نكرده است. بلكه آن‌طور كه نيكولاس ويد يكي از دانش‌پژوهان درباره آثار كوهن توضيح داد، علم با گذر از «مجموعه‌اي از دوره‌هاي فترت آرام و صلح‌آميز كه با انقلاب‌هاي خشن فكري و انديشه‌اي قطع شده است، به پيش مي‌رود ... در هر مرحله، يك جهان‌بيني مفهومي جاي خود را به جهان‌بيني ديگري مي‌دهد ...» كوهن اين دوره‌هاي اغتشاش و آشوب را «تغييرات پارادايمي» مي‌نامد و در حالي كه اين اصطلاح، به علت كاربرد بيش از حد، بخشي از قدرت جادويي خود را از دست داده است، اين كتاب استدلال خواهد كرد آنچه امروزه در علم اقتصاد شاهد هستيم در واقع مراحل اوليه‌اي از دقيقا چنين تغيير پارادايمي است.
چرا تغيير پارادايم در علم اقتصاد اهميت دارد؟ چرا بايد كساني به غير از اقتصاددانان هم به اين مساله اهميت بدهند؟ علم اقتصاد براي بيشتر مردم، موضوعي خشك، آكادميك و خيلي تكنيكي به نظر مي‌رسد (آن‌طور كه مشهور شده است توماس كارلايل در واكنش به نظريه بدبينانه جمعيتي مالتوس كه آينده‌اي تيره و تار براي بشريت پيش‌بيني مي‌كرد، علم اقتصاد را «علم ملال‌آور» توصيف كرد، اما اين حرف واقعا نادرست است. كارلايل اين اصطلاح را نخستين بار براي پيش بردن نظرات نژادپرستانه نفرت‌انگيز خويش به كار برد. او در جزوه منتشره در 1849 خود با عنوان «گفتماني به موقع درباره قضيه سياهان» به مخالفت با نظرات اقتصادداني از قبيل جان استوارت ميل پرداخت كه در مخالفت با اخلاقي بودن بردگي به عنوان انكار حقوق بنيادي بشر موضع گرفتند. هنگامي كه كارلايل از اين اصطلاح اينك مشهور شده استفاده كرد در واقع مي‌خواست اتحاد اقتصاددان و طرفداران لغو بردگي را به تمسخر بگيرد.) انديشه‌هاي اقتصادي اهميت دارند چون كه عميقا در سازه‌هاي فكري جامعه رسوخ مي‌كنند. آنها بر انتخاب‌هاي فردي مثل اينكه چه نوع وام مسكني از بانك بگيريم، چه نوع سرمايه‌گذاري براي دوران بازنشستگي بكنيم و به چه كسي راي بدهيم تاثير مي‌گذارند. انديشه‌هاي اقتصادي همچنين چارچوب تصميم‌گيري صاحبان كسب‌و‌كار و رهبران دولتي را محدود و معين مي‌كند كه در نهايت تاثيرات سرنوشت‌ساز بر زندگي همه ما دارد. دقيقا همان‌طور كه تئوري‌هاي انتزاعي علمي، از طريق هواپيمايي كه سوار مي‌شويم، دارويي كه مصرف مي‌كنيم و رايانه‌اي كه استفاده مي‌كنيم در زندگي ما واقعيت يافته‌اند، انديشه‌هاي اقتصادي نيز از طريق سازماني كه ما را به استخدام در مي‌آورد، كالاها و خدماتي كه مصرف مي‌كنيم و سياست‌هايي كه دولت‌هاي‌مان بر مي‌گزينند، در زندگي ما رنگ واقعيت به خود مي‌گيرند. جان مينارد كينز در نتيجه‌گيري بر كتاب مشهورش نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول نوشت، «انديشه‌هاي اقتصاددانان و فيلسوفان سياسي، چه آن زمان كه درست است و چه وقتي كه نادرست باشد، پرقدرت‌تر از آني هستند كه معمولا تصور مي‌شود. به راستي كه عده‌اي اندك بر جهان حكم مي‌رانند.» در سرتاسر تاريخ بشر، انديشه‌ها و باورهاي بد اقتصادي باعث بدبختي ميليون‌ها نفر شده است، در حالي كه انديشه‌ها و باورهاي خوب اقتصادي نقش اساسي در رونق و رفاه داشته‌اند.
به‌رغم اهميت تفكر اقتصادي، معدود افرادي در خارج از محافل آرام دانشگاهي وجود دارند كه از تغييرات بنياديني كه امروزه در اين حوزه در حال وقوع است، باخبر باشند. اين كتاب ماجراي آنچه انقلاب علم اقتصاد پيچيده مي‌نامم است: اين انقلاب چيست، چه چيزي درباره عميق‌ترين رازها در علم اقتصاد به ما مي‌گويد و براي كسب‌و‌كارها و كل جامعه چه معنايي دارد.
برخي انقلاب‌هاي علمي يكجا زاده مي‌شوند و محصول ذهن يك نابغه هستند از قبيل نظريه نسبيت انيشتين. ساير انقلاب‌هاي علمي محصول كار افراد زيادي طي چندين دهه هستند، براي مثال انقلاب فيزيك كوانتوم از 1900 تا 1930. انقلاب علم اقتصاد پيچيده، به دومي شباهت دارد. اين انقلاب، نتيجه سال‌هاي متمادي كار ده‌ها نفر در اطراف و اكناف جهان است. در حالي ‌كه بيشتر انديشه‌هاي علم اقتصاد پيچيده ريشه‌هاي عميق تاريخي دارد، شكل‌گيري اين انقلاب به انتهاي دهه 1970 بازمي‌گردد؛ يعني زماني كه پيشرفت علوم فيزيكي باعث شد تا تعداد اندكي از اقتصاددانان و دانشمندان اجتماعي از خود بپرسند آيا روش بنيادي جديد براي نگاه به اقتصاد وجود دارد. سپس با پيدايش قدرت محاسباتي ارزان و فراوان در دهه‌هاي 1980 و 1990 پژوهشگران قادر به بررسي اين انديشه‌ها به روش‌هاي جديد و اغلب پيش‌بيني نشده شدند كه انقلاب اقتصاد پيچيده را به حداكثر سرعت رساند.
اما اين انقلاب هنوز در حال ادامه است و به اين جهت كاملا بحث‌برانگيز است. برخي اقتصاددانان با شور و اشتياق موافق ايده‌هاي كتاب خواهند بود، برخي قاطعانه مخالفت خواهند كرد و تعداد زيادي هستند كه با برخي نكات آن موافق و با ساير نكات مخالفت خواهند كرد (مثل يك لطيفه قديمي كه مي‌گويد اگر مي‌خواهيد چهار اظهارنظر بشنويد فقط كافي است از دو اقتصاددان نظر بخواهيد). با همه اينها، من معتقدم موج فكري با قاطعيت به سمت اقتصاد پيچيده حركت مي‌كند و مفاهيم آن، بنياد تئوري و عمل اقتصادي را براي دهه‌هاي آينده فراهم خواهد ساخت. نقش اين كتاب، بازگوكردن ماجراي انقلاب اقتصاد پيچيده و قابل‌دسترس ‌ساختن مطالب آن براي مخاطب عام است. بدين منظور، نظرات خودم را نيز در اين باره كه انديشه‌هاي اقتصادي چه معنايي مي‌دهند و چگونه مي‌توان اين انديشه‌ها را در جهان عملي كسب‌وكار، ماليه و دولت به‌كار برد، عرضه خواهم داشت.
مخاطبان كتاب
اين كتاب براي سه گروه مخاطب نوشته شده است. نخست فعالان اقتصادي، سرمايه‌گذاران و سياست‌گذاران علاقه‌مندي كه مي‌خواهند بدانند چگونه ايده‌هاي جديد در اقتصاد و علم بر كارشان تاثير مي‌گذارد. البته بايد اشاره كنم اين كتاب قصد ندارد براي اين دسته مخاطبان، كتاب «براي صبح دوشنبه چكار كنم؟» باشد. اقتصاد پيچيده حاوي مجموعه‌اي از مفاهيم بسيار پرقدرت است كه با برخي از مشكل‌ترين مساله‌هاي رو در روي مديران و سياست‌گذاران كاملا مرتبط است، اما خوانندگان كتاب، مثال‌هاي موردي تفصيلي پيدا نخواهند كرد كه چگونه شركت‌هاي سرشناس از اقتصاد پيچيده استفاده مي‌كنند و هيچ برنامه آسان ده قدمي در اين كتاب وجود ندارد. بيشتر كتاب‌هاي مديريت به خوانندگان خويش وعده مي‌دهند كه ايده‌هاي كاملا جديدي دارند و در عين حال ادعا مي‌كنند كه اين ايده‌ها در ده‌ها شركت طي سال‌هاي زياد با موفقيت پياده شده است- البته كه نمي‌توان هر دو حالت را با هم داشت. ادعاي من اين است كه انديشه‌هاي اقتصاد پيچيده واقعا در مرزهاي دانش هستند و بنابراين بر حسب تعريف هنوز كاربرد گسترده‌اي پيدا نكرده‌اند. معدود شركت‌هايي اين ايده‌ها را آزمايش و پياده كرده‌اند و سايرين از طريق غريزه و خوش‌اقبالي، تصادفا بدان عمل كرده‌اند كه با تفكر اقتصاد پيچيده سازگار است. با اينكه معدود تلاش‌هايي صورت گرفته است تا اين تجربيات به ابزارهاي مديريت تبديل شود، من معتقدم هنوز خيلي زود است كه مشخصا بگويم چگونه اين ايده‌ها به كار گرفته خواهد شد. به جاي موردكاوي و ابزار مديريت بودن، تمركز كتاب بر كمك به خوانندگان خواهد بود تا تفكر خويش درباره چگونگي طرز كار نظام‌هاي اقتصادي را تغيير دهند. به جاي «كتاب صبح دوشنبه» بودن، من فكر مي‌كنم اين «كتاب صبح يك‌شنبه» است- هدف آن اين نيست كه به شما بگويد چكار كنيد، بلكه مي‌خواهد طرز فكر شما را تغيير دهد.
دومين گروه مخاطبان كتاب كساني هستند كه علاقه كلي به اقتصاد، مسائل اجتماعي، سياست عمومي و علوم دارند. كمتر پيش مي‌آيد كه كسي شاهد شكل‌گيري يك انقلاب علمي باشد به خصوص انقلابي كه چنين تاثير بزرگي بر جهان خواهد داشت. براي اين دسته از مخاطبان، من اميدوارم كتاب بتواند رديف جلويي براي تماشاي آنچه كه معتقدم يكي از هيجان‌انگيزترين تغييرات در چشم‌انداز فكري طي اين قرن است نگه دارد. كتاب نياز به هيچ پيش‌زمينه‌اي در اقتصاد يا علم را فرض نمي‌كند و بحث‌ها هم خيلي تخصصي نيستند، اما برخي از اصطلاحات تخصصي كه احيانا همه خوانندگان آشنا نيستند، معرفي خواهم كرد و آن اصطلاحاتي كه در متن تعريف شده‌اند را با حروف ايتاليك مشخص كردم. در واقع، يكي از پيشبردهاي مهم اقتصاد پيچيده، زبان جديد براي بحث و درك مسائل اقتصادي، تجاري و اجتماعي است.
سومين دسته از مخاطبان كتاب، انديشمندان و دانشجويان هستند. براي اين گروه، اميدوارم كه كتاب يك مرور مفيد غيرتخصصي از اينكه كجا هستيم و احيانا كجا مي‌رويم محسوب شود. من همچنين اميدوارم به روشن‌ساختن برخي از مباحثات در جريان در علم اقتصاد كمك كرده (اگر چه قطعا آنها را حل نخواهد كرد) و نيز مباحث جديدي را برانگيزد. براي دانش‌پژوهان و ساير خوانندگاني كه علاقه عميق‌تري به مطالب دارند، پانويس‌هاي هر فصل را بايد بخش جدايي‌ناپذير از بحث ديد.
پرسش: ثروت چگونه خلق مي‌شود؟
من در اتاق مياني دودآلود يك كلبه سقف پوشالي بر روي طاقچه كوتاهي نشسته بودم؛ در حالي كه پشتم ديوار ساخته شده از كود حيواني را لمس مي‌كرد. اين كلبه به مرد پا به سن گذاشته‌اي از قبيله ماسايي تعلق داشت و در يك روستاي دورافتاده در جنوب غربي كنيا واقع شده بود. اين پيشكسوت ماسايي با صورت آفتاب خورده و پخته‌شده از روزگار و چشمان نافذ، پرسش‌هاي مودبانه‌اي از من درباره اصل و نسب خانوادگي و اينكه از كجا آمده‌ام، مي‌كرد. اينك او مي‌خواست خود من را ارزشيابي كند. او نگاهش را از آن سوي آتش مخصوص پخت و پز به من دوخت و پرسيد، «چه تعداد گاو داري؟» من لحظه‌اي مكث كرده و به آرامي پاسخ دادم، «هيچ». آموزگار محلي ماسايي كه با من دوست شده بود و وظيفه راهنماي من بودن را بر عهده داشت پاسخم را ترجمه كرد. همهمه‌اي درون اتاق كوچك به راه افتاد؛ چرا كه اعضاي مختلف روستا، كنجكاوشده درباره اين غريبه، مي‌خواستند اين تكه اطلاعات را هضم كنند. پس از چند لحظه تامل، همان فرد پيشكسوت پاسخ داد «من از اين بابت براي شما خيلي متاسف هستم»، اما نشانه دلسوزي در صدا و در چهره وي همچنين با طرح اين معما در ذهنش در آميخته بود كه چگونه كسي كه اين‌قدر فقير است و توانسته از عهده هزينه سفري چنين طولاني برآيد و مالك يك دوربين باشد. در اثنايي كه بحث به پرسش‌هايي درباره خانواده‌ام برگشت، من اشاره كردم عمويي دارم كه زماني يك رمه بزرگ گاو در مزرعه‌اش در مريلند داشت. اين‌جا بود كه سرتكان دادن‌هاي تاييدگونه شروع شد و راز آشكار گشت. پس مهمان آنها در واقع برادرزاده هيچي‌ندار يك عموي ثروتمند است و اين فرد با استفاده از ثروت از جنس گاو فاميل خويش است كه مسافرت و زندگي مي‌كند.
رازهاي ثروت
ثروت چيست؟ براي يك مرد از قبيله ماسايي، ثروت با تعداد گاوها اندازه‌گيري مي‌شود. براي اكثر خوانندگان اين كتاب، ثروت با دلار، پوند، يورو، ين يا ساير ارزها اندازه‌گيري مي‌شود. بيش از دويست سال قبل، اقتصاددان بزرگ آدام اسميت در كتاب ثروت ملل (1776، فصل 4)، به اين نكته توجه كرد كه در سرتاسر تاريخ، مردم به انواع روش‌ها ثروت‌شان را اندازه‌گيري كرده‌اند: «گفته مي‌شود در جوامع اعصار قديم، گاو ابزار مشترك تجارت بوده است؛ اگر چه بايد نامناسب‌ترين ابزار تجارت بوده باشد ... گفته مي‌شود در حبشه، نمك ابزار متداول بازرگاني و معاملات بوده است؛ نوعي صدف در برخي بخش‌هاي ساحل هند؛ ماهي نمك‌سود در نيوفاندلند؛ تنباكو در ويرجينيا؛ شكر در برخي مستعمرات هند غربي، پوست يا چرم در ساير كشورها؛ و به من گفته شده است كه امروزه در يك روستا در اسكاتلند مرسوم است كارگران به جاي پول، با خود ميخ به نانوايي و ميخانه مي‌برند.»
آيا ثروت يك چيز واقعي و ملموس است؟ آيا چيزي ذاتي در گاو، ماهي دودي و ميخ وجود دارد كه آنها را ارزشمند مي‌سازد؟ براي يك مرد قبيله ماسايي، ثروت در گله گاو وي نهفته است كه در آن‌جا حاضر است و همه آن را مي‌بينند. گله گاو براي او و خانواده وي، شير، گوشت، استخوان، پوست و شاخ فراهم مي‌كند. با اين‌حال همان‌طور كه اسميت در كتاب ثروت ملل نشان داد، ثروت يك مفهوم ثابت نيست؛ ارزش هر چيزي به آنچه كه شخص ديگر مايل به پرداخت بابت آن در يك مقطع زماني خاص است بستگي دارد. حتي براي يك فرد ماسايي، ارزش گاو در امروز احيانا با ارزش گاو در فردا برابر نيست. براي كساني كه ثروت خويش را با پول كاغذي اندازه‌گيري مي‌كنند، ثروت حتي مفهوم ناپايدارتري است. بيشتر مردم در كشورهاي توسعه‌يافته هرگز حجم ثروت خويش را نديده يا لمس نكرده‌اند- پس‌اندازهاي به سختي به‌دست آمده آنها تنها به صورت نقطه‌هاي الكترونيكي در يك رايانه بانك در فاصله خيلي دور وجود دارد. با اين‌حال، با دادن كارت اعتباري به دستگاه كارت‌خوان يا با كليك يك موس، همان نقطه‌هاي خيالي را مي‌توان به كالاهاي ملموس مثل گاو، ماهي، ميخ يا هر چيزي ديگري كه دوست داريد (يا توان پرداخت داريد) تبديل كرد.
اما پيش از همه اينها، ثروت از كجا مي‌آيد؟ چگونه عرق جبين و دانش مغز ما به خلق ثروت منجر مي‌شود؟ چرا جهان با گذشت زمان ثروتمندتر شده است؟ چگونه انسان‌ها از خريد و فروش گاو به خريد و فروش ريزتراشه‌ها رسيده‌اند؟ اين مسير پژوهش در نهايت ما را احتمالا به مهم‌ترين راز ثروت هدايت مي‌كند: چگونه مي‌توان مقدار بيشتري ثروت خلق كرد؟ مي‌توان اين پرسش را از جنبه نفع محدود شخصي پرسيد، اما مي‌توان پرسش‌هايي مهم‌تر نيز طرح كرد كه ثروت جامعه را چگونه افزايش دهيم؟ چگونه مديران، شركت‌هاي خود را بزرگ‌تر سازند تا شغل و فرصت‌هاي بيشتر در اختيار مردم قرار گيرد؟ چگونه دولت‌ها مي‌توانند اقتصادهاي خود را رشد داده و به مسائلي مثل فقر و نابرابري توجه نمايند؟ چگونه جوامع اطراف جهان مي‌توانند منابع مورد نياز براي تحصيلات بهتر، مراقبت درماني و ساير اولويت‌ها ايجاد نمايند؟ و چگونه اقتصاد جهاني مي‌تواند به شيوه‌اي رشد كند كه پايداري زيست محيطي داشته باشد؟ ثروت شايد خوش‌بختي نياورد، اما فقر براي ميليون‌ها نفر در اطراف جهان بدبختي آورده است. (اين پرسش كه چه چيزي باعث خوشحالي مردم مي‌شود در يكي از زيرشاخه‌هاي روانشناسي به نام روانشناختي لذت‌باورانه بررسي مي‌شود. پژوهشگران دريافته‌اند در حالي كه ميزان مطلق ثروت فرد عامل تعيين‌كننده قوي خوشي و شادي در مقايسه با ساير عوامل از قبيل ژنتيك، روابط و ارضاي شغلي محسوب نمي‌شود، نرخ تغيير ثروت طي زمان حقيقتا يك عامل مهم است.)
پرسش‌هاي اصلي كه در اين كتاب كندوكاو خواهيم كرد، (ثروت چيست؟ چگونه خلق مي‌شود؟ چگونه مي‌توان ثروت را افزايش داد؟) در بين مهم‌ترين پرسش‌هاي جوامع و در بين قديمي‌ترين پرسش‌ها در علم اقتصاد هستند. با اين‌حال، آنها پرسش‌هايي هستند كه علم اقتصاد به صورت تاريخي هميشه براي پاسخ‌دادن به آنها تلاش كرده است. تز كتاب اين است كه از كارهاي انجام شده طي چند دهه گذشته، پاسخ‌هاي جديدي به اين پرسش‌هاي بنيادي شروع به ظاهرشدن كرده است. اين پاسخ‌هاي جديد صرفا از كارهاي اقتصاددانان به‌دست نيامده است، بلكه حاصل تلاش زيست‌شناسان، فيزيكدانان، نظريه‌پردازان تكاملي، دانشمندان علوم رايانه، مردم‌شناسان، روان‌شناسان و دانشمندان علوم شناختي نيز بوده است. ما خواهيم ديد كه علم مدرن، به خصوص تئوري تكاملي و تئوري نظام‌هاي تطبيقي پيچيده، ديدگاه بنيادي جديدي به اين پرسش‌هاي اقتصادي ديرپا عرضه مي‌دارد.
در فصل اول، مضامين مهم كتاب را تشريح كرده و مروري مختصر بر ايده‌هايي كه كندوكاو خواهيم كرد مي‌كنيم، اما قبل از بسط ديدگاه جديد درباره پاسخ‌ها، لازم است ديدگاه خويش را درباره پرسش‌ها تغيير دهيم. اقتصاد موضوعي است كه اكثر مردم در زندگي روزمره خويش امري بديهي و پيش‌پاافتاده مي‌گيرند و اغلب درباره آن فكر هم نمي‌كنند. وقتي درباره اقتصاد فكر مي‌كنيم، اغلب در بستر آن‌چيزي است كه پل كروگمن اقتصاددان دانشگاه پرينستن و برنده جايزه نوبل، «علم اقتصاد بالا و پايين رونده» ناميده است، مثل اينكه «بازار سهام بالا رفت» و «نرخ بيكاري پايين آمد.» اما بايد از نمودارهاي موج‌دار كه افت و خيزهاي كوتاه‌مدت اقتصاد را نشان مي‌دهند براي لحظه‌اي عقب نشسته و كليت اقتصاد را به صورت يك نظام ملاحظه كنيم.
پيچيده‌ترين آفريده بشريت
نگاهي به اطراف خانه‌تان بيندازيد. نگاهي به آنچه پوشيده‌ايد بكنيد. نگاهي به بيرون از پنجره بكنيد. مهم نيست كجا زندگي مي‌كنيد، از بزرگ‌ترين شهر صنعتي تا كوچك‌ترين دهكده روستايي، هر جا كه باشيد، فعاليت اقتصادي و نتايج آن، شما را احاطه كرده است. بيست و چهار ساعت يك روز، هفت روز يك هفته، سياره زمين از سروصداي انسان‌هايي پر شده است كه در حال طراحي، سازمان‌دهي، ساخت، خدمت‌رساني، حمل‌ونقل، ارتباطات و خريد و فروش هستند. واقعا اين نظم و ترتيب از كجا آمده است؟
پيچيدگي همه اين فعاليت‌ها‌ بي‌حد وحساب است. يك شهر كوچك را تصور كنيد، از آن نوع مكان‌هاي ساده و آرامي كه براي فرار از هياهوي زندگي مدرن به آن‌جا پناه برده‌ايد. اكنون تصور كنيد ساكنان اين شهر شما را ديكتاتور خيرخواه خويش ساخته‌اند، اما در ازاي به دست آوردن چنين قدرت محشري، مسووليت تامين نيازهاي غذايي، پوشاك و سرپناه هر روزه ساكنان شهر را بر عهده داريد. هيچ كس بدون نظر شما كاري انجام نخواهد داد و بنابراين هر روز صبح، بايد فهرستي از كارهايي كه براي سازمان‌دهي تمام فعاليت‌هاي اقتصادي شهر انجام داد تهيه كنيد. شما مجبوريد تمام كارهايي كه بايد انجام شود، همه اموري كه بايد هماهنگ شود و زمان‌بندي و ترتيب دقيق هر چيزي را يادداشت كنيد. جزئيات كار اصلا بي‌اهميت نيست، اينكه مثلا مطمئن شويد گل‌فروشي خانم ريتا محموله گل‌هاي رز را تحويل گرفته است يا اينكه پرونده تقاضاي بيمه آقاي تام بابت كمردردش به جريان افتاده است. اين كارها حتي براي شهري كوچك، فهرست بي‌اندازه طولاني و پيچيده‌اي از كار درمي‌آيد. اكنون در نظر بگيريد براي مديريت كل اقتصاد جهاني، فهرست كارهاي انجام شده مشابه، چه شكلي خواهد شد. درباره تريليون‌ها تصميم با ظرافت و دقت هماهنگ‌شده‌اي فكر كنيد كه بايد هر دقيقه از هر روز در اطراف جهان گرفته شود تا كار و فعاليت اقتصاد جهاني ادامه يابد. با اين‌حال، هيچ‌كس مسوول فهرست كارهاي انجام شده جهاني نيست. هيچ ديكتاتور خيرخواهي وجود ندارد تا اطمينان يابد كه ماهي ماهي‌گير موزامبيكي به رستوراني در كره جنوبي مي‌رسد كه براي يك كارمند خدمات سخت‌افزاري نهار تهيه مي‌كند كه وي قطعات رايانه شخصي براي يك طراح مد در ميلان مي‌سازد تا از آن رايانه براي طراحي لباس يك كارگزار سهام در بورس شيكاگو استفاده شود. با اينكه انجام اين نوع كارها فوق‌العاده است، هر روز به شيوه از پايين به بالا و خود سازماندهي‌شده اتفاق مي‌افتند.
حيرت‌انگيزترين واقعيت تجربي در علم اقتصاد اين است كه اصولا يك اقتصاد وجود دارد. دومين واقعيت حيرت‌آور تجربي اين‌ است كه هر روز و در بيشتر مواقع، اين اقتصاد كار مي‌كند. اين اقتصاد براي اكثريت (اما متاسفانه نه براي همه) 7 ميليارد جمعيت جهان، شغل، غذا، سرپناه، پوشاك و محصولاتي از كيف دستي هلو كيتي گرفته تا ليزرهاي پزشكي تهيه مي‌كند. اگر به ساير نظام‌هاي كاملا پيچيده ساخت دست بشر، از قبيل ايستگاه فضايي بين‌المللي، دولت چين، يا اينترنت فكر كنيم روشن است كه اقتصاد جهاني به مراتب پيچيده‌تر از هر ساختار اجتماعي و فيزيكي ديگري است كه نوع بشر ساخته است. (تعريف فني كلمه پيچيده و سنجه‌هاي اندازه‌گيري پيچيدگي را در ادامه كتاب بحث خواهيم كرد. در عين حال من از معناي متداول اين اصطلاح استفاده مي‌كنم.)
اقتصاد مظهر پيچيدگي است. با اين‌حال هيچ كسي آن را طراحي نكرده است و كسي آن را اداره نمي‌كند. البته روساي شركت‌ها، مقامات دولتي، سازمان‌هاي بين‌المللي، سرمايه‌گذاران و سايريني هستند كه تلاش مي‌كنند تكه‌هاي خاصي از آن را مديريت كنند، اما وقتي كه قدم پس گذاشته و به كليت اقتصاد جهاني 100 تريليون دلاري نگاه مي‌كنيم روشن است كه واقعا كسي مسوول آن نيست.
با اين‌حال اقتصاد چگونه به اين‌جا رسيده است؟ علم به ما مي‌گويد تاريخ انسان در وضعيت طبيعي شروع شد كه به معناي واقعي كلمه «بدون پيراهني بر تن ما» است. اجداد بلاواسطه ما انسان‌نماهاي نخستين بودند كه مغزهاي بزرگ و دست‌هاي فرز داشتند و در علفزارهاي آفريقا پرسه مي‌زدند كه فاصله‌اي با محل زندگي امروز مردان قبيله ماسايي نداشت. چگونه نوع بشر از وضعيت طبيعي به پيچيدگي شگفت‌آور خودسازمان‌ده اقتصاد جهاني مدرن سفر كرد؟
5/2 ميليون سال تاريخ مختصر اقتصاد
بسياري از مردم به صورت شهودي، تصور مي‌كنند حركت رو به بالاي بشر در نردبان پيشرفت اقتصادي، سفري كُند و پيوسته با پيشروي خطي، از دوره ابزارهاي سنگي به عصر دستگاه پخش دي‌وي‌دي بوده است. داستان واقعي كه با كمك مشترك باستان‌شناسان، مردم‌شناسان، تاريخ‌نگاران و اقتصاددانان بازگو مي‌شود، اصلا شبيه آن نيست. اين داستان بسيار هيجان‌انگيزتر است.
ماجرا از زماني شروع مي‌شود كه نخستين انسان‌ها حدود 7 ميليون سال قبل روي كره زمين ظاهر شدند. حدود 5/2 ميليون سال قبل، انسان ماهر (Homo habilis) شروع به استفاده از مغز نسبتا بزرگ خويش براي ساخت ابزارهاي سنگي نتراشيده كرد. اين ابزارهاي سنگي، نخستين توليدات بشر بود و قابل‌تصور است كه در مقطعي، دو تا از اجداد انسان‌نماي ما، احتمالا متعلق به همان گروه اقوام نزديك، در دشت‌هاي آفريقا روبه‌روي هم نشستند و ابزارها را مبادله كردند. اين نقطه بسيار تقريبي 5/2 ميليون سال قبل را نشانه آغاز «اقتصاد» بشري در نظر مي‌گيريم. سپس تقريبا يك ميليون سال ديگر گذشت تا انسان راست‌قامت (Homo erectus) موفق به كشف آتش شد و انواع گسترده‌اي از ابزارهاي ساخته‌شده از سنگ، چوب و استخوان را توليد كرد. انسان‌هاي مدرن به لحاظ زيست‌شناختي كه انسان هوشمند يا حيوان ناطق (Homo sapiens) ناميده مي‌شوند حدود 130 هزار سال قبل ظاهر شدند و ابزارهاي پيچيده‌تر و متنوع‌تري به وجود آوردند. در يك مقطع زماني (كه اختلاف‌نظر زيادي در مورد زمان دقيق آن وجود دارد) انسان هوشمند، مهارت سرنوشت‌ساز حرف‌زدن را كسب كرد. فعاليت اقتصادي نخستين انسان‌هاي مدرن عمدتا به كاوش و جست‌وجوي غذا در گروه‌هاي سيّار متشكل از اقوام نزديك و به ساخت ابزار اصلي محدود مي‌شد.
نخستين شواهد از سبك زندگي اسكان‌يافته، مثل مكان‌هاي دفن مردگان، نقاشي درون غارها و اشياي تزئيني، مربوط به حدود 35 هزار سال پيش است. باستان‌شناسان همچنين شواهدي از تجارت بين گروه‌هايي از انسان‌هاي نخستين طي اين دوره ديده‌اند؛ شواهدي شامل ابزارهاي مكان دفن مردگان كه از مصالح غيرمحلي ساخته شده بود، جواهرات با صدف دريايي در قبايلي دور از ساحل و الگوهاي جابه‌جايي كه بيانگر مسيرهاي تجاري است. يكي از منافع عظيم تجارت، تخصص پيداكردن جوامع است و سوابق طي اين دوره، از افزايش حيرت‌آور ابزارها و دست‌ساخته‌هاي متنوع حكايت دارد. همان‌طور كه پل سيبرايت از دانشگاه تولوز اشاره مي‌كند، تجارت همكاري‌جويانه بين غيرخويشاوندان فعاليتي منحصرا متعلق به انسان است. هيچ موجود ديگري به تركيب تجارت بين غريبه‌ها و تقسيم كاري كه مشخصه اقتصاد انساني است دست نيافته است. در واقع ريچارد هوران از دانشگاه ايالتي ميشيگان و همكاران وي استدلال مي‌كنند اين توانايي منحصربه‌فرد انسان هوشمند به تجارت‌كردن بود كه به وي مزيتي تعيين‌كننده در رقابت با گونه‌هاي ديگر رقيب از قبيل انسان نئاندرنتال داد به طوري كه اجداد ما را قادر به ادامه بقا كرد در حالي كه نسل ساير انسان‌نماها منقرض شد.
اجداد ما با اسكان دائمي، ساخت انواع ابزارها و برقراري شبكه‌هاي تجاري، به سطحي از پيشرفت فرهنگي و اقتصادي رسيدند كه انسان‌شناسان به آن سبك زندگي شكارچي - جمع‌آوري غذا مي‌گويند. از سوابق باستان‌شناسي به اين اطلاعات دست يافتيم كه اجداد شكارچي - جمع‌آوري‌كننده غذاي ما چگونه زندگي مي‌كردند و اقتصادشان چه وضعيتي داشت، اما علاوه بر اين يك منبع غني اطلاعاتي ديگر نيز درباره اين سبك زندگي داريم. هنوز هم معدود مكان‌هاي كاملا منزوي روي كره زمين وجود دارند كه قبايل شكارچي - جمع‌آوري غذا به زندگي سابق ادامه مي‌دهند و تماس بسيار اندكي با جهان مدرن دارند، اساسا نسبت به ده‌ها هزار سال قبل تغييري نكردند. انسا‌ن‌شناسان فكر مي‌كنند اين قبايل پوشه‌هاي دربسته زمان حال از يك عصر قديمي هستند.
داستان دو قبيله
دو قبيله را در نظر بگيريد. قبيله نخست، يانومامو است. قبيله شكارچي - جمع‌آوري غذا و سازنده ابزار سنگي كه در ساحل رود اورينوكو در مرز دورافتاده بين برزيل و ونزوئلا زندگي مي‌كنند. قبيله دوم نيويوركي هستند، با تلفن همراه صحبت مي‌كنند، شيرقهوه مي‌نوشند و در كناره رود هودسن در مرز نيويورك و نيوجرسي زندگي مي‌كنند. هر دو قبيله در ويژگي‌هاي ژنتيكي سي هزار ساله يا همين حدودها كه همه انسان‌ها دارند مشترك بوده و بنابراين از لحاظ زيست‌شناختي و هوش خدادادي كاملا شبيه هستند. با اين‌حال سبك زندگي نيويوركي بسيار متفاوت از سبك زندگي كاملا حفظ شده شكارچي - جمع‌آوري غذا در يانومامو است كه هنوز سرگرم اختراع چرخ هستند، نوشتن بلد نيستند و سيستم شمارش آنها از يك، دو و خيلي، جلوتر نمي‌رود.
اگر ما نگاهي دقيق‌تر به اقتصاد دو قبيله بيندازيم، مي‌بينيم كه شغل يانومامو به جمع‌آوري غذا از جنگل، شكارهاي كوچك، باغباني و كشت تعداد محدودي ميوه و سبزي و محافظت از سرپناه محدود مي‌شود. ساكنان يانومامو همچنين اقلامي مثل سبد، ننوي بچه، ابزار سنگي و اسلحه مي‌سازند. آنها در روستاهايي چهل تا پنجاه نفره زندگي مي‌كنند و كالاها و خدمات را بين خود و نيز بين حدود 250 روستاي ديگر منطقه مبادله مي‌كنند. درآمد متوسط افراد قبيله يانومامو تقريبا 90 دلار سرانه در سال است (طبيعي است كه اين يك برآورد بوده چون آنها از پول استفاده نمي‌كنند و آماري نگه نمي‌دارند)، در حالي‌كه درآمد متوسط يك نيويوركي در سال 2001 حدود 36 هزار دلار يا 400 برابر درآمد يك يانومامويي بود. رقم 90 دلار بر اساس تخمين توليد ناخالص جهاني بلندمدت از گذشته به دست آمده است كه براد دلونگ اقتصاددان دانشگاه كاليفرنيا در بركلي انجام داده است. با اينكه من نتوانستم ارقام توليد ملي مختص جامعه يانومامو را پيدا كنم، زندگي آنها تقريبا مطابق با سبك زندگي 10 تا 15 هزار سال پيش است. طبق ارقام دلونگ، توليد سرانه جامعه يانومامو حدود 93 دلار (به قيمت‌هاي ثابت سال 1990) مي‌شود كه توليد ملي سرانه را به عنوان متغير جانشين درآمد استفاده كردم چون كه يانومامو پس‌انداز بسيار اندكي داشته و هيچ دولتي هم ندارد به طوري كه آنچه توليد مي‌شود مصرف نيز مي‌گردد. براي اينكه نقطه مرجع ديگري داشته باشيم، تخمين بانك جهاني از درآمد ناخالص ملي سرانه براي توسعه‌نيافته‌ترين كشورها در جهان رقم 280 دلار است. برخي نشانه‌ها از ميزان توسعه نسبي اين كشورها عبارتند از 12 خط تلفن در هر هزار نفر، 3 كامپيوتر در هر هزار نفر و 14 درصد راه آسفالته. درآمد تخميني يانومامو تقريبا يك سوم اين ميزان است كه عدد 93 دلار سرانه را به ما مي‌دهد كه هر چند دقيق نيست، اما غيرمنطقي هم به نظر نمي‌رسد. داده‌هاي درآمد ميانگين شهر نيويورك از آمار دولت ايالتي نيويورك به دست آمد، اما درآمد ميانه احتمالا اطلاعات بيشتري از ميانگين مي‌دهد و اداره آمار آمريكا، درآمد خانوار ميانه در ايالت نيويورك را 43 هزار دلار براي دوره 2003-2001 گزارش مي‌كند؛ اما ما حتي اطلاعات كمتري درباره توزيع درآمد در جامعه يانومامو داريم كه به اين خاطر فقط ميانگين‌ها را مقايسه مي‌كنيم. بدون هيچ قضاوتي كه كدام قبيله به لحاظ روحي و معنوي خوشحال‌تر، يا سازگارتر با محيط زيست هستند، روشن است كه شكاف وسيعي در ثروت مادي بين اين دو قبيله وجود دارد. اميد به زندگي يانومامويي‌ها كوتاه‌تر از نيويوركي‌ها است و طي عمر خود، يانومامويي‌ها بايد نااطميناني‌ها، بيماري‌ها، خشونت و تهديدها از محيط زندگي و ساير مشقت‌ها را تحمل كنند كه حتي فقيرترين نيويوركي‌ها با آن مواجه نيستند- كسي كه در روستاي يانومامو زندگي مي‌كند نسبت به كسي كه در يك محله نيويورك زندگي مي‌كند هشت برابر احتمال بيشتري مي‌رود تا در يك سال معين بميرد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه زندگي قبل از پيدايش فناوري‌هاي جديد، آرام و بي‌دغدغه نبوده است. براي مثال يك چهارم مردان يانومامو در جنگ‌ها و درگيري‌هاي خشونت بار كشته مي‌شوند و نرخ مرگ و مير كودكان در بين آنها نيز بسيار بالا است. داده‌هاي نرخ كلي مرگ و مير براي يانومامو 5/6 درصد است. من از داده‌هاي مربوط به دورافتاده‌ترين روستاها كه كمترين تماس با جوامع امروزي را داشتند استفاده كردم؛ چون سبك زندگي اجداد شكارچي ما را بهتر نشان مي‌دهند. ارقام قابل‌مقايسه مرگ و مير براي نيويوركي‌ها 8/0 درصد به دست مي‌آيد (از سرشماري سال 2002 آمريكا). اين مقايسه سرانگشتي واقعا تفاوت را كمتر از واقع نشان مي‌دهد؛ چون جمعيت يانومامو بسيار جوان‌تر از جمعيت ساكنان نيويورك است.
اما اين فقط سطح مطلق درآمد نيست كه يك نيويوركي را اين‌قدر ثروتمند مي‌سازد، بلكه تنوع باورنكردني اجناسي كه مي‌تواند با ثروت خويش بخرد نيز وجود دارد. تصور كنيد درآمد يك نيويوركي را داريد؛ اما فقط حق داشته باشيد چيزهايي را كه در اقتصاد يانومامو هست، بخريد. اگر 36 هزار دلار را صرف ساختن بهترين كلبه گلي، خريد بهترين ظروف سفالي در روستا و خوردن خوشمزه‌ترين غذاي يانومامو كنيد، با معيارهاي يانومامو فوق‌العاده ثروتمند هستيد؛ اما هنوز احساس فقيربودن زيادي نسبت به يك فرد نيويوركي مي‌كنيد كه كفش‌هاي كتاني نايك، برنامه‌هاي تلويزيوني و تعطيلات در فلوريدا دارد. تعداد انتخاب‌هاي اقتصادي يك فرد معمولي نيويوركي گيج‌كننده است. فروشگاه وال مارت در نزديكي فرودگاه جان اف كندي نيويورك در انبار خود بيش از 100 هزار قلم كالاي مختلف موجود دارد، بيش از 200 كانال تلويزيوني در تلويزيون‌هاي كابلي عرضه مي‌شوند، انتشارات بارنز اند نوبل بيش از 8 ميليون كتاب را فهرست كرده است، سوپرماركت محلي 275 نوع غلات صبحانه دارد، فروشگاه زنجيره‌اي 150 نوع رژلب عرضه مي‌كند و بيش از 50 هزار رستوران فقط در شهر نيويورك وجود دارد.
خرده‌فروش‌ها براي شمارش انواع محصولات فروخته شده در فروشگاه، از يك معيار مشهور به نام واحد موجودي انبار استفاده مي‌كنند. براي مثال پنج نوع شلوار لي، پنج واحد موجودي انبار حساب خواهد شد. اگر تمام انواع محصولات و خدمات در اقتصاد يانومامو را انبارگرداني كنيم؛ يعني مدل‌هاي مختلف تبرهاي سنگي، انواع غذاها و غيره، تعداد كل واحدهاي موجودي انبار در اقتصاد يانومامو احتمالا چند صد تا يا حداكثر هزاران عدد خواهد شد.
(به‌طور دقيق‌تر اينكه در جامعه يانومامو به عدد 300 رسيدم و در بازديد از روستاي نسبتا پيشرفته‌تر قبايل ماسايي كه تماس بيشتري با جهان امروز دارند عدد 800 به دست آمد). تعداد واحدهاي موجودي انبار در اقتصاد نيويورك دقيقا معلوم نيست؛ اما با استفاده از منابع اطلاعاتي مختلف، تخمين تقريبي كه مي‌توانم بزنم از مرتبه 10 به توان 10 است (به عبارت ديگر ده‌ها ميليارد عدد). براي اينكه معناي اين عدد عظيم را بهتر درك كنيم، برآورد مي‌شود كل گونه‌هاي گياهي و حيواني در كره زمين بين 10 به توان 6 تا 10 به توان 8 باشد. بنابراين، شگفت‌آورترين تفاوت اقتصادهاي نيويورك و يانومامو ميزان «ثروت»‌شان نيست كه با دلار اندازه‌گيري مي‌شود و فقط 400 برابر تفاوت دارند، بلكه آنچه به مراتب اهميت بيشتري دارد تفاوت وحشتناك در پيچيدگي و تنوع اقتصاد يك نيويوركي در برابر اقتصاد يانومامو است كه به صد ميليون برابر يا 10 به توان هشت مي‌رسد.
سبك زندگي يانومامو نسبتا شبيه اجداد ما در 15 هزار سال قبل است. اين به نظر زمان طولاني مي‌رسد؛ اما بر حسب كل تاريخ اقتصادي گونه‌هاي انساني، جهان يانومامو متعلق به گذشته خيلي خيلي اخير است. اگر ما از پيدايش نخستين ابزارها به عنوان نقطه شروع استفاده كنيم حدود 2.485.000 سال يا 4/99 درصد تاريخ اقتصادي ما طول كشيد تا از سطح نخستين ابزار به پيشرفت اقتصادي و اجتماعي در سطح شكارچي - جمع‌آوري غذا كه معرف زندگي يانومامو است برسيم (نمودار 1-1). آن‌گاه تنها 6/0 درصد تاريخ بشر زمان برد تا از اقتصاد 90 دلاري سرانه با 10 به توان 2 واحد موجودي انبار در يانومامو به اقتصاد 36 هزار دلاري سرانه با 10 به توان 10 واحد موجودي انبار در نيويورك برسيم.
با تمركز بيشتر روي اين دوره 15 هزار ساله، نكاتي حتي حيرت‌آورتر بر ما روشن مي‌شود. سفر اقتصادي بين جهان شكارچي - جمع‌آوري غذا و جهان مدرن در بيشتر اين دوره 15 هزار ساله نيز بسيار كند بود و سپس پيشرفت ناگهاني در 250 سال گذشته به حد انفجاري رسيد. بر اساس داده‌هايي كه برادفورد دلونگ گردآوري كرد، 12 هزار سال زمان برد تا از اقتصاد شكارچي-جمع آوري غذاي 90 دلار سرانه به اقتصاد تقريبا 150 دلار سرانه در يونان باستان هزار سال قبل از ميلاد مسيح برسيم. فقط در سال 1750 ميلادي بود كه توليد ناخالص داخلي سرانه در جهان به حدود 180 دلار رسيد كه اين رقم در نهايت توانسته بود نسبت به روزهاي شكارچي - جمع‌آوري غذا در 15 هزار سال قبل دو برابر شود. آن‌گاه در اواسط قرن هجدهم، اتفاق فوق‌العاده‌اي افتاد- توليد ناخالص داخلي سرانه جهان در دوره بسيار كوتاه 250 ساله 37 برابر شد و به سطح جاري 6600 دلار رسيد كه ثروتمندترين جوامع از قبيل نيويوركي‌ها، كاملا در بالاي آن ايستاده‌اند. ثروت جهاني بر روي يك منحني تقريبا عمودي سر به آسمان زد و امروز هم هنوز بالا مي‌رود.
 


نمودار 1-1 رشد انفجاري ثروت بشر

 


منبع: برآوردها براي يك ميليون سال قبل از ميلاد مسيح تا سال 2000 ميلادي از برادفورد دلونگ، دانشگاه كاليفرنيا، بركلي. تخمين‌ها براي 5/2 ميليون سال تا يك ميليون سال قبل از ميلاد مسيح به صورت برون‌يابي به‌دست آمدند. توليد ناخالص سرانه به دلارهاي بين‌المللي سال 1990 اندازه‌گيري شده است.
جمع‌بندي 5/2 ميليون سال تاريخ اقتصادي به اختصار اين است: براي دوره زماني بسيار، بسيار، بسيار طولاني هيچ اتفاقي نيفتاد؛ سپس به طور ناگهاني هياهويي به پا شد. به مدت 4/99 درصد تاريخ اقتصادي طول كشيد تا ثروت جهان به سطح ثروت يانومامو برسد، 59/0 درصد ديگر طول كشيد تا اين ثروت در سال 1750 دو برابر شود و آنگاه فقط 01/0 درصد زمان لازم بود تا ثروت جهاني به سطح جهان مدرن جهش نمايد. به عبارت ديگر، بيش از 97 درصد از ثروت بشريت فقط در 01/0 درصد تاريخ ما خلق شده است. آن‌طور كه ديويد لندز اقتصاددان و تاريخ‌نگار توصيف مي‌كند، «زندگي مادي يك فرد انگليسي در 1750 به سپاهيان قيصر روم بسيار شبيه‌تر بود تا به نبيره‌هاي خود اين فرد.
 

علم مدرن دقيقا چنين تئوري را ارائه مي‌كند. اين كتاب استدلال خواهد كرد كه خلق ثروت، محصول يك فرمول ساده، اما به غايت قدرتمند سه مرحله‌اي- تفكيك، گزينش و تقويت- يا فرمول تكامل است.
 

 

همان فرآيندي كه نظم و پيچيدگي روزافزون سپهر زيستي را باعث شده است نظم و پيچيدگي روزافزون «سپهراقتصادي» را باعث گرديده است و همان فرآيندي كه منجر به انفجار تنوع گونه‌ها در دوره زمين‌شناسي كامبريان شد به انفجاري در تنوع واحد موجودي انبار طي انقلاب صنعتي منجر گرديد.
ما به تفكر تكامل در بستر زيست‌شناسي عادت داريم، اما تئوري تكاملي مدرن، نگاه بسيار عمومي‌تري به پديده تكامل دارد. تكامل يك الگوريتم است؛ يك فرمول چندمنظوره براي نوآوري است، فرمولي كه از طريق برند ويژه آزمايش و خطا، طرح‌هاي جديد خلق كرده و مساله‌هاي دشوار را حل مي‌كند. تكامل مي‌تواند ترفندهاي خويش را نه فقط در «لايه زيرين» دي‌اِن‌اِي، بلكه در هر نظامي كه ويژگي‌هاي پردازش و ذخيره‌سازي اطلاعات درست را دارد انجام دهد. خلاصه اينكه، نسخه ساده تكامل از «تفكيك، گزينش و تقويت» يك نوع برنامه رايانه‌اي است- برنامه‌اي براي خلق فكر تازه، دانايي و رشد. چون تكامل يك نوع پردازش اطلاعات است، قادر به نظم‌آفريني در قلمروهايي از نرم‌افزار رايانه گرفته تا ذهن بشر، فرهنگ انساني و اقتصاد است.
علم اقتصاد و تئوري تكامل، تاريخ طولاني با همديگر دارند (موضوعي كه به آن برخواهيم گشت). يكي از انتقادات وارده به اين تاريخ اين است كه مقايسه‌سازي‌ها در چگونگي شباهت اقتصاد به نظام تكاملي بسيار سست هستند. براي مثال، كسي پيدا مي‌شود و مي‌گويد صنعت رايانه شبيه يك ماواي بوم‌شناسي است كه «گونه‌هاي» مختلفي از بازيگران از قبيل طراحان تراشه، توليدكنندگان درايو سخت، ارائه‌كنندگان نرم‌افزار و از اين قبيل درون اين ماوا درگير مبارزه براي «بقاي اصلح» هستند. پل كروگمن چنين مقايسه‌هاي استعاره‌اي از نظام‌هاي اقتصادي و زيست‌شناسي را «زيست‌ورّاجي» مي‌نامد. اكثر پژوهشگراني كه در اين كتاب كارهاي‌شان را بحث كرديم با كروگمن موافقند كه چنين «زيست‌ورّاجي»، نه علم مناسبي بوده و نه روشنگرانه است. تلاش‌هاي مدرن براي درك اقتصاد به عنوان يك نظام تكاملي از چنين استعاره‌اي اجتناب مي‌كند و در عوض مي‌خواهد بفهمد چگونه الگوريتم تكامل واقعا و مشخصا در لايه زيرين پردازش اطلاعات فعاليت اقتصادي انساني اجرا مي‌شود. در حالي كه هر دو نظام‌هاي زيست‌شناسي و اقتصادي در الگوريتم هسته تكامل سهيم هستند و بنابراين برخي شباهت‌ها دارند، تحقق تكامل در آنها واقعا بسيار متفاوت بوده و بايد در بسترهاي خاص خود درك شوند.
از ديدگاه علمي، تمايز بين درك استعاره‌اي در برابر درك حقيقي از اقتصاد جهاني، به عنوان نظام تكاملي تعيين‌كننده است. گفتن اينكه نظام‌هاي اقتصادي شبيه نظام‌هاي زيست‌شناسي هستند نكات زيادي را براي ما روشن نمي‌كند كه فايده علمي داشته باشد، اما گفتن اينكه نظام‌هاي اقتصادي و زيست‌شناسي، طبقات زيرين از يك طبقه كلي‌تر و جهاني‌تر نظام‌هاي تكاملي هستند نكته‌هاي فراواني را روشن مي‌سازد. علت اين است كه پژوهشگران معتقدند قوانين عام در نظام‌هاي تكاملي وجود دارد. دانشمندان ويژگي‌هاي معين جهان طبيعي را ملاحظه مي‌كنند. براي مثال، قانون جاذبه روي زمين به همان صورتي عمل مي‌كند كه در دورترين نقاط كيهان عمل مي‌كند و به همان شيوه در مورد اتم، سيب و كهكشان عمل مي‌كند. نظريه‌پردازان تكاملي مدر

مشخصات ثبت اطلاعات

مشخصات ثبت اطلاعات
ثبت کننده: مديريت رازنامه ارسال پيام شخصی
تاريخ ثبت: 1389/09/06
بروزرسانی: 1389/09/06
 

آمار مشاهده اطلاعات
تعداد کل: 1003 کاربر پورتال: 3 ميهمان: 1000 آخرين مشاهده: 1391/02/29


آمار ثبت توضيحات
تعداد کل: 0 کاربر پورتال: 0 ميهمان: 0 آخرين ثبت:


آمار ثبت پرسش و پاسخ
تعداد کل: 0 کاربر پورتال: 0 ميهمان: 0 آخرين ثبت:


نظرات خود را در رازنامه ثبت کنيد ارسال محتوا به دوستان
سوال خود را از رازنامه بپرسيد در رازنامه با دوستان خود در ارتباط باشيد
در رازنامه با دوستان خود در ارتباط باشيد

امتيازات کاربران

امتياز کل امتياز کاربران ثبت شده امتياز کاربران ميهمان
    تعداد کاربر: 0     تعداد کاربر: 0     تعداد کاربر: 0
امتياز: 0 از 100 امتياز: 0 از 100 امتياز: 0 از 100
   
آخرين تاريخ امتيازدهي:     به اين مورد نمره بدهيد:

پرسش و پاسخ

نظرات و پيشنهادات


|نظر شما چيست
سيستم هاي يكپارچه مالي كدام شركت را مي پسنديد.



[ مشاهده نتايج | نظرسنجي ها ]

آراء: 755 | نظرات: 0

تمامي حقوق طراحي ,ساخت وعرضه متعلق به مشاوره مديريت رازنامه مي باشد.
شرايط و مقررات استفاده از رازنامه .

انگليسي   فرانسوي   اسپانيايي   ايتاليايي   آلماني   عربي   روسي   ژاپني   کره      پرتغالي   ترکي   چيني