كاركرد اجتماعي ورشكستگي
مشكل اساسي پولهاي ذخيره-كسري بازپرداخت آنها است. اگر به طور همزمان تعداد زيادي از مشتريان يك بانك تصميم به دريافت پول خود در مقابل رسيدهاي بانكي بگيرند، بانكي كه اين رسيدها را منتشر كرده و به خاطر ماهيت ذخيره-كسري ذخاير كمتري از ارزش اسميآنها را در اختيار دارد، ممكن است نتواند از پس اين مقدار تقاضاي ناگهاني برآيد و به اين ترتيب ورشكست خواهد شد.
پول ضدانحصاري
احتمالا كسي را ميشناسيد كه هيچ وقت پول كافي در بساط ندارد و شايد خودتان يا آن كسي كه ميشناسيد، هنرمند باشيد؛ زيرا هنرمندان عموما هيچ وقت پول كافي در بساط ندارند، آن هم به خصوص در ايالات متحده كه هنر در آنجا آخرين چيزي است كه كسي برايش بودجهاي اختصاص ميدهد و هنرمندان عموما چنان خود را وقف هنر ميكنند كه قيد سود را ميزنند.
بزرگ زيباست
شايد سياستمداران آمريكايي اين روزها چندان خشنود نباشند، اما در خصوص بنگاههاي كوچك متفقالقول هستند و راضي به نظر ميرسند.
كروگمن نكته قضيه را نگرفته است
دستانداختن پل كروگمن، ستوننويس نيويورك تايمز، يكي از بزرگترين سرگرميهاي دستهجمعي آدمها در اينترنت است! و خب، اين آدمها حق دارند، زيرا كروگمن اغلب حرفهاي مضحكي ميزند كه باعث ميشود آنهايي كه مباني اقتصاد را بهتر از او - كه جايزه نوبل هم برده است - ميدانند، وادار به پاسخگويي شوند. ستون 26 ژانويه او در نيويورك تايمز، بار ديگر به چنين اتفاقاتي دامن زد. اين بار، موضوع مورد بحث شغلآفريني است.
نسبت هزينه به ارزش
مساله نسبت هزينه به ارزش، در واقع فقط شكلي محدود از يك مساله خيلي كليتر است: مساله قاعده نسبتهاي ارزش بين كالاهايي كه در يك همبستگي متقابل سببي، كاربردي يكسان را براي رفاه ما تامين ميكنند.
سرمايهداري دولتي
ظرف 15 سال گذشته، دفاتر مركزي شركتهاي بزرگ، چهره شهرهاي بزرگ جهان نوظهور را دگرگون ساختهاند.
سرمايهداري دولتي
بيترايس وب از جمله افرادي بود كه باور بسيار محكمي به بازار آزاد و دولت محدود داشت. پدر او سرمايهدار بزرگ راهآهن و مادرش بازرگان آزاد تند و تيزي بود. يكي از دوستان خانوادگي نزديك آنها هربرت اسپنسر، فيلسوف برجسته ليبراليسم ويكتوريايي بود.
سرمايهداري آزاد يا دولتي؟
سرمايهداري در دهههاي اخير تغييرات زيادي را پشت سر گذاشته است. اين تغييرات گاهي استراتژيك و گاهي ساختاري بودهاند. يكي از مهمترين تغييرات بنيادين در جهان سرمايه ظهور «سرمايهداري دولتي» است.
دوران متوسط تمام شده است
در مقالهاي با عنوان راهحل آمريكا در آخرين شماره مجله آتلانتيك، آدام ديويدسون لطيفهاي از يك شهر پنبهخيز نقل ميكند كه نشان ميدهد كارخانه نساجي مدرن تا چه حد مكانيزه شده است: يك كارخانه متوسط امروزي فقط دو كارگر دارد؛ «يك سگ و يك مرد. كار مرد غذا دادن به سگ و كار سگ دور نگه داشتن مرد از دستگاههاست».
آيا رونق تجارت بين الملل مضر است؟
آيا مسير تجارت بينالملل غالبا از كشورهاي پردرآمد به كشورهاي ضعيفتر جريان دارد؟ حجم فراوان صادرات از كشورهاي توسعهيافته (پردرآمد) به كشورهاي در حال توسعه يكي از بهانههايي است كه در مخالفت با تبعيت از ساز و كارهاي موجود در اقتصاد آزاد مورد دستآويز قرار ميگيرد. آيا كشورهاي توسعهيافته از اين طريق در تضعيف كشورهاي در حال توسعه اثرگذار بودهاند؟
محدوديتهاي روش علمي در اقتصاد و جهان
ان
من نميتوانم غروب روز 19 مه سال 2009 را كه در آن اقتصاد داشت تلوتلو ميخورد و بازارهاي سرمايه در هم ميپيچيد، از ذهنم پاك كنم. ما در نقطه حضيض بازار سهام بوديم و ترس در نقطه اوجش و چشمها منتظر سقوط مستقيم در دره ركود بزرگ بعدي بود. من به شامي دعوت شده بودم كه در آن تعداد زيادي اقتصادكلاندان برجسته پشت يك دوجين ميز نشسته بودند و پيرامون وضعيت اقتصاد و مسيرهاي ترميم آن شور ميكردند.
آنچه كارل ماركس درباره بحران گفته است
مهمترين و اساسيترين بحث درباره تئوري بحران در تمامي آثار ماركس را بايد در دستنوشتههايي جست كه بهعنوان جلد دوم نظريههاي ارزش اضافي منتشر شدند.
همه جهان يك دستگاه پرداخت الكترونيكي است
به هم گره خوردن بازارهاي جهاني
آشفته بازار به وجود آمده بر سر وامهاي رهني بياعتبار صادر شده براي كساني كه اعتبار مشكوكي داشتند، بايد دردسر خصوصي آمريكاييها بوده باشد؛ چرا كه اين وامها طراحي شده بود تا رويا و دلمشغولي آمريكاييها براي خانهدار شدن را برآورده سازد.
خاستگاههاي ايدئولوژيك و تاريخي نئوليبراليسم
بخش نخست
اشاره: نويسندگان اين متن و نيز ديگر نويسندگان مقالات كتاب «آغاز و انجام نئوليبراليسم: سقوط يك نظم اقتصادي؟» به دنبال تحليل شرايط مشخصي هستند كه به بحران بزرگ سال ۲۰۰۸ انجاميد و اكنون ادامه آن، بحران كنوني غرب را دامن زده است.